در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال شعر و ادبیات
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 14:46:01
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۵ روز پیش، دوشنبه ساعت ۱۹:۴۶
همچو حافظ غریب در ره عشق
به مقامی رسیده ام که مپرس
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۸ مهر ساعت ۱۳:۳۶
من
مؤمنم و چشم تو
آتشکده
جانا...
پلکی بزن
و باز
بیفروز دلم را....
😍😍😍❤️❤️ چقدر قشنگ بود 🙏🙏
افروخته دل، باز
پلکی زده با ، ناز
آتش زده بر ، جان
مومن به دو چشمان
چشمان تو مسجد ، کلیسا ، کنیسه
آتشکده و صومعه و دِیْر
چشمان تو مأمن
شعر تو پناه است
پناه است...
🌷
۵ روز پیش، دوشنبه
هیچ کس
افروخته دل، باز پلکی زده با ، ناز آتش زده بر ، جان مومن به دو چشمان چشمان تو مسجد ، کلیسا ، کنیسه آتشکده و صومعه و دِیْر چشمان تو مأمن شعر تو پناه است پناه است... 🌷
چشمان تو جان است!
آن راز نهان است....
چشمان تو ،
آرام ترین جای جهان است....
من ، مست و خرابم!
من ، می زده و مطرب بی ساز جهانم....
تو جان و جهانی!
با هر تپش حنجره،
آرامش جانی....
تو مونس این راز نهانی...
آرام جهانی....
.....
....‌.
.....
۵ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۶ مهر ساعت ۰۹:۱۵
اثر مرتضی کلانی
با صدای امیرحسین جلالی

در این مجموعه شما می توانید کتاب همچو حافظ که روایت داستانی ست از زندگی و اندیشه حافظ ، را گوش کنید .
در این مجموعه داستانی ، دانشجویانی با ملیت های مختلف به همراه استاد آلمانی خود در شهر پاریس ، از یافته های خود در مورد شعر حافظ سخن می گویند .
روایت داستان با محوریت زوجی ایرانی - فرانسوی در ابتدای قرن 21 میلادی رخ می دهد .


https://castbox.fm/va/5085587
لینک کتاب صوتی همچو حافظ / از cast box می توانید بشنوید در شش اپیزود .
حسین چیانی و امیرمسعود فدائی این را خواندند
بامداد و عباس الهی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۱ مهر ساعت ۱۸:۰۷
من و عطر بارونو دستای تو
دارم مست میشم هم پای تو
دارم طعم بارونو من می چشم
یهویی رو موهات دست میکشم
داری زیر چشمی نگام میکنی
داری با چشات عاشقم میکنی
تو سبزی چشمات یه چیزایی هست
دل دیووونم بدجوری میشه مست
بگیر دستمو چتر خیسو ببند
نگا کن تو چشمام دوباره بخند
بذار زنده شه حس من با نگات
بذار تا رها شه غم از اون ... دیدن ادامه ›› چشات
شاید ساز من با نگات کوک شه
دوتا دست غم هام بازم پوچ شه
نبند اون چشاتو بذار مست شم
بذار تو نگات تا ابد حبس شم
ببین تاریکی شب رقیبم نشد
ببین حرف مردم حریفم نشد
بیا هم نفس هم قدم شیم دوباره
شاید هم قدم هم قلم شیم دوباره
بیا نازنین بازم آهسته کن پرسه هاتو
بذار سنگ فرشا حس کنن بوسه هاتو
...
....
....


پ.ن:
به خودم قول داده بودم روزی این ترانه رو بهت هدیه کنم که پدر شده باشی.
امروز بارون میومد، و تو ....

پدر شدنت مبارک تنها دلیلم....
....
....
و بر خدایی که ترانه هایت را بوسیده است...سپاس .

و
خوشا او که ، لایق بر هدیه ات شد...
خوشا بر دلیلت ، خوشا بر دلت...
خوشا بر سجده گاهی که قلب شد , گریست...
اشک شد
شعر شد
ترانه شد و خدا بوسید.
🌸
قاصدک
ندارمش ولی من به رسم ساده ی مهندسی در خیالم از نگاه او قدر مطلقی ساخته ام دور این لحظه های تلخ لعنتی.... .....
لحظه های
مطلق
نگاه
همان "خیال" ساده ی داشتن است .
حتی
اگر سهم ما،
نداشتن است!
🌷
هیچ کس
لحظه های مطلق نگاه همان "خیال" ساده ی داشتن است . حتی اگر سهم ما، نداشتن است! 🌷
.....
🌸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۱ مهر ساعت ۱۳:۲۹
باران می بارید...
...من...
....تو...
...باران....
با خودم زمزمه میکردم
ترانه ای برای «تو» ...
من و عطر بارون و دستای تو....
نه
صبر کن!
من بودم
باران می بارید
و. دست های «تو»....
دستانت گرم و فریبنده
و دست های من
...سرد و بی احساس...
....شاید....
و ... دیدن ادامه ›› هوای بودنت
...سخت دلخواه....
دستانت گرم
دستانم سرد
و سکوتی
در بلاتکلیفی دست هامان....
قدم میزدی..‌
باز هم هشت سرامیک مورب...‌
دلگیر...
سر روی شیشه ی پنجره...
پشت پنجره باران...
و
پنجره بغض داشت..‌‌
خواستم صدایت کنم
مست بودم
...اما...
مث کوه یخ!
و واژه ها
ماسیده بر زبان!
زبانم ناتوان
از گردش در حفره ی دهان!
نگاهت کردم...
واژه ها یک به یک روی گونه غلتیدند....
....نگاهم کردی...
چشمانت...
چشمانت پر از باران..‌
سر از شیشه جدا کردی
و
سجده گاهت
روی بغض شیشه قلبی حک کرده بود...
آرام میگریست...
باران می بارید
و ترانه تکرار شد...
...من و عطر بارون و دستای تو....



......
۰۶ مهر ساعت ۱۸:۴۰
درباره ی عشق ، می خواهد این پیچیده ترین رابطه ی عاطفی را تفسیر کند و به قول حافظ از هر زبانی که بشنوی نامکرر است . استاندال در کتاب سرخ و سیاه از عشق ژولین برای ما
می گوید که سر در این راه نهاد . عشق به زبان فروید هم همراه با رنج است ، چون هر لحظه عاشق ممکن است معشوق ِ خود را از دست بدهد و ناکام شود . از زبان مولانا با شور و شعف می آید .
بشنوید و یا بخوانید درباره ی این نیروی برتر _ عشق _ که سُهروردی می گوید از عَشَقه می آید و آن گیاهی ست که در باغ روید .


امیرمسعود فدائی و مریم اسدی این را خواندند
کژال و بالتازار این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۶ مهر ساعت ۱۳:۴۵
پشت پرچین نگاه،
حسرتی
پنهان است...
کوک کن ساز دلم را گاهی
تا قلم،
جان نسپارد
گوشه ی دنج اتاق...
کوک کن ساز دلم را
که نفس واژه شود...
پی موسیقی احساس تو هرشب،
قلمم جان گیرد،
بکند رقص بر این کاغذ دلمرده ی سرد،
اشک من شعر شود...
...
...
قاصدک!
🎶«نفس میگیره تو خونه ....»
به نظرت اگه موزیک میشد ، می تونست اسمش شال نارنجی باشه؟

🌹با کمال احترام و با کسب رخصت ، تقدیم به شما:

https://www.4shared.com/mp3/C9AF90BFge/SHAALE_NAARENJI.html


🌷👌که نفس واژه شود...واژه شود...واژه شود...
هیچ کس
قاصدک! 🎶«نفس میگیره تو خونه ....» به نظرت اگه موزیک میشد ، می تونست اسمش شال نارنجی باشه؟ 🌹با کمال احترام و با کسب رخصت ، تقدیم به شما: https://www.4shared.com/mp3/C9AF90BFge/SHAALE_NAARENJI.html 🌷👌که ...
شال نارنجی👌👌👌👌
ممنونم که با حس قشنگت موندگارش کردی....🌹🌹🌹🌹

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید