در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 18:18:24
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
دوستان عزیز، چون دیدم نظرات درباره این اجرا کاملاً صفر و صد است، خواستم تجربه خودم را مجددا بگویم.
اگر به صدای شهرام شکوهی علاقه‌ مند هستید، پیشنهاد می‌ کنم نمایش را ببینید؛ در کنار اجرا، چند جذابیت کوچک دیگر هم دارد.
اما اگر صرفاً برای دیدن یک تئاتر می‌خواهید بروید، شخصاً توصیه‌ اش نمی‌ کنم.
ضمن اینکه بخش کمدی نمایش هم چند روزی است که اجرا نمی‌ شود؛ بنابراین بهتر است این نکته را هم هنگام تصمیم‌ گیری در نظر داشته باشید.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آیا انسان می تواند با تناقض های خودش سر کند ؟
آیا این توانایی را دارد که در منطقه ی خاکستری شخصیتش بایستد ؟
ویکنت کالوینو و آقای دل افکار پاسخ منفی می دهد ، تلاش می کند تناقض را حذف کند .
خیر را از شر جدا می کند ، روشنایی را از تاریکی .
در نتیجه انسان بودگی را از دست می دهد .

برای ما ایرانیان که در وضعیت دشوار تاریخی امروز ایستاده ایم
تماشای ویکنت شقه شده فرصتی استثنایی است تا به پرسش هستی شناسی خودمان پاسخی دهیم :
ما کجا ایستاده ایم ؟
گاهی در میانه ماندن دشوارترین ... دیدن ادامه ›› شکل مواجهه با واقعیت است

ویکنت شقه شده به روایت آقای دل افکار و ویکنت شقه شده
به قلم ایتالو کالوینو ما را به پاسخ سئوال مهمی دعوت می کنند :

آیا من تحمل پیچیدگی انسان بودن را دارم ؟

به تماشای همزیستی ادبیات و تئاتر بروید و لذت ببرید .
دریغ و درد که سالن حرفه ای و دارای امکانات سهم تئاتر خوب نیست وگرنه ویکنت باید در سالن اصلی تئاتر شهر یا تالار وحدت اجرا می شد .

به معنای حقیقی کلمه دست مریزاد و خسته نباشید .
اجرایتان باشکوه است .
درود
دیشب به تماشا نشستم
گریستم
خندیدم
بسیار قابل تامل بود
بازی کاراکتر راضیه بی نظیر بود
و بازیگر کاراکتر ناریا آخ نگم از اکتش صداش و لذتی که از تک تک حرکاتش بردم
ابتدای ورود بازیگر ها کنار صحنه به انتظار ایستاده بودن و با نگاه بسیار گرم و صمیمی خوش آمد میگفتند با میمیک های صورت بسیار جذاب و دوست داشتنی
هماهنگی بین کاراکترها که ناشی از کارگردانی بی نظیر بود برای من قابل توجه بود
https://www.aparat.com/v/gcw6wz5

«لکنت بدن»؛ یک بازجویی خیلی شرافتمندانه!!! و علمی!!! از چیزهایی که ترجیح می‌دهیم درباره‌شان حرف نزنیم!


نمایش "لکنت بدن" از ۲ تا ۲۰ شهریور، ساعت ۱۸:۴۵ در تماشاخانه هیلاج
خریداران محترم می‌توانند بلیت نمایش را با تخفیف ویژه سه روز نخست همراه با تخفیف رفت و برگشت تپسی از سایت تیوال تهیه نمایند.



رویا پاک سرشت این را خواند
حسام؟ و لیلی شجاعی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دریم‌لندنمایشی که به ما یادآوری می‌کند در دنیایی که خشونت و توتالیتاریسم در حال بلعیدنِ عشق است، خنده و رویاپردازی، رادیکال‌ترین کنشِ ممکن است. این تیاتر تجربه‌ای است که حتا اگر در ابتدا غریبه به نظر برسد، در نهایت با حسی از آرامش و تامل، مخاطب را بدرقه می‌کند.
1. عبور از دیالوگ به فرم و بدن
بزرگ‌ترین چالش دریم‌لند صامت بودن آن است. نمایشی که در ده دقیقه‌ی نخست ممکن است به دلیل فاصله‌گذاری‌های اولیه‌اش مخاطب نسبت به آن گارد بگیرد(اتفاقی که برای خودم رخ داد)، اما به‌تدریج او را در جهان خود حل می‌کند. کارگردان با تکیه بر توانایی بدنی بازیگران و میزانسن‌های کنترل‌شده ثابت می‌کند که برای انتقال مفاهیم لزومن نیازی به دیالوگ نیست. بازیگران با اکت‌های فانتزی و هماهنگی‌های نسبتن دقیق، جای خالیِ کلام را پر می‌کنند و این سکوت، خود تبدیل به بلندترین فریادِ نمایش می‌شود.
۲. تقابل رویا و واقعیت - نقدِ توتالیتاریسم و چرخه‌ی معیوب قدرت
دریم‌لند داستانی از جنس خواب است؛ خوابی که چاپلین می‌بیند و در آن، جهانش از یوغِ خرافات، فاشیسم و دینِ ابزاری رنج می‌برد. نمایش با هوشمندی از این بسترِ فانتزی استفاده می‌کند تا پرسش‌های سیاسی و فلسفی را مطرح کند: «آیا قهرمان امروز، دیکتاتور فرداست؟». استفاده از پرده‌های نوشتاری به جای دیالوگ، ضمن حفظ وفاداری به سبک سینمایِ کلاسیک چاپلین، ساختار صامت اثر را نمی‌شکند و اجازه می‌دهد کلام بدون ضربه زدن به فرم، وارد جهانِ نمایش شود.
۳. نقاط ... دیدن ادامه ›› قوت؛ از موسیقی تا شکستن دیوار چهارم
شکستن دیوار چهارم: این تکنیک که در تیاتر امروز می‌تواند بسیار لغزنده باشد، در دریم‌لند به خوبی مدیریت شده است. این شکستن، نه یک ترفند اضافه، بلکه ابزاری برای همراه کردن مخاطب در رویاپردازی چاپلین است.
موسیقی و فضاسازی: استفاده از موسیقی که در لحظات پایانی با قطعه‌ای از لئونارد کوهن به اوج می‌رسد، پیوند عمیقی میان عشق، رنج و زندگی ایجاد می‌کند.
طراحی صحنه‌ی مینیمال و نورپردازی نیز به جای آنکه خودنمایی کنند، در خدمتِ فضای خواب‌گونه‌ی نمایش بودند.
۴. چالش‌ ریتم
با وجود تمامی نقاط قوت، نمایش از یک ضعفِ ساختاری رنج می‌برد؛ «کشش». برخی از بخش‌ها به نظر می‌رسد فاقد ریتمِ لازم برای نگه داشتنِ تمرکزِ مخاطب هستند. اجرا در برخی لحظات بیش از حد نیازِ دراماتیک‌اش طولانی می‌شود و حذف برخی زواید می‌توانست ضرب‌آهنگِ نمایش را در نیمه‌ی میانی، به همان اندازه‌ی بخشِ پایانی (نقطه‌ی انفجار) پرقدرت کند.
همچنین جای خالی اشاره به برخی شاهکارهای سینمایی چاپلین (مانند صحنه‌ی معروفِ عصر جدید) در کار برای مخاطبانِ پیگیرِ چاپلین، کمی حسرت‌برانگیز است.

امتیاز من به این‌کار: 4 از 5

من سعی کردم خودم رو ول کنم با مسیر داستان و در انتها بهم خوش گذشت و راضی بودم از هزینه(زمانی، مالی) ای که براش دادم.

اگر میخواستم سفت بشینم و از اول با دید نقد نگاه کنم واقعا میشه اجرا رو به رگبار بست با کلمات

این کار یک کمدی موقعیت هست و درکل سطح شوخی ها و کنایه هایی که زده می شد رو دوست داشتم.

مواردی که بعد ۲۴ ساعت به ذهنم رسید که بگم:
زیباتر میشد اگر یکم عمیق تر به خود ایرلند پرداخته میشد و چرایی اینکه از انگلیس بیزارن و دلایل کار مسلحانه و همچنین نقش آرتور در گروه و ... دیدن ادامه ›› اینکه واقعا چیکار میکنه این بخشش سطحی به نظر می‌رسید.

کمدی از کار در بعضی موارد میزد جلو و انگار خواسته خودشون بود که باب دل من نبود و ظرافت از بین میرفت.

شروع با تاخیر هم مسبوق به سابقه هست برای این اجرا و امیدوارم یکبار برای همیشه رفع بشه
یک نمایش زیبا و درگیرکننده

«ماهی بلژیکی» برای من از آن دسته نمایش‌هایی بود که هم از نظر اجرا و بازی‌ها بسیار قدرتمند بود و هم داستان جذابی داشت. از آن نمایش‌هایی که وقتی تمام می‌شوند، همچنان تو را درگیر خودشان نگه می‌دارند.

بازی‌ها بسیار خوب و باورپذیر بودند. خانم هزاوه درخشان بازی کرد و پا‌به‌پای سیاحی پیش رفت؛ هر دو بازیگر به‌خوبی توانستند شخصیت‌هایشان را جان بدهند و تماشاگر را با خود همراه کنند.

نمایش را واقعاً دوست داشتم و از تماشایش لذت بردم. داستان و فضای اثر بعد از پایان هم در ذهنم باقی ماند و همین برای من یکی از نقاط قوت اصلی آن بود.

اگر به دنبال نمایشی هستید که هم از بازی‌های قدرتمند لذت ببرید و هم بعد از تمام شدن همچنان ذهنتان را درگیر کند، «ماهی بلژیکی» را حتماً ببینید.