«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواریاست برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفتوگو درباره زمینههای علاقهمندی مشترک، خبررسانی برنامههای جالب به همدیگر و پیشنهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
اواخر اجرا معده درد گرفتم انقدر که ستاره شبیه من بود و هوشنگ شبیه اکثر مردایی که میشناسم. چقدر حرص خوردم از این ترکیب تکرار شونده.
داشتم فکر میکردم نکنه این یه قانون کلیه و من همیشه دنبال استثناها میگشتم و پیدا نمیکردم ؟
چقدر بازی ها باورپذیر و خوب بود.
مهتاب جان مثل همیشه درخشیدی 🤌🏽🌞
انتخاب موسیقی ها رو بسیار دوست داشتم 👌🏽
طراحی صحنه و نور هم کاملا درست بود.
دیدن دوباره ی حسن معجونی و هوتن شکیبا روی صحنه
جدا از هر نقد و بررسی برای من بسیار لذت بخش بود.
فکر میکنم کل مدت اجرا با لبخند به اجرای دو عزیز نگاه کردم و سعی کردم لذت دیدنشون روی صحنه رو ذخیره کنم، چون خدا میدونه دوباره کی این امکان دست بده.
خسته نباشید میگم به کلیه ی عوامل و ممنون از آقای باپیری برای فراهم کردن این امکان. 🙏🏽🌞❤️
بازی مهدی کوشکی به قدری گیرا و جذاب بود که در طول بیشتر از یک ساعت دو گویی، بدون ابزارهای کمک کننده مثل صحنه، نور، موسیقی و ... من رو مجاب نکرد که به ساعت نگاه کنم و گذر زمان رو چک کنم.
خسته نباشید و مانا باشید 👌🏽🦄
من بر خود نگریستم که سخت میلرزم. من بر خود نگریستم که مارگونه به خود میپیچم. از پا تا سر -من- خود را دیدم که درد داشت. و درد از پا تا سر در تنِ من میرویید. و درد در رگهای من میجوشید. و درد راه میجُست بیرون آمدن را.
ناگهان من به خود پیچیدم؛ و همه ی کالبدم به خود پیچید. و من لرزیدم؛ و همهی کالبدم به خود لرزید. و من خود را در خود فرو بردم؛ و من در من فرو رفتم...
پس تازیانه بود و تن؛ و تن زیر تازیانه بود. روز دیدگان خود را بست؛ که اینک دل دیگر در سینه ی روز نمی تپید و تازیانه ها فرود می آمد؛ بر پشت ِ مردی که درد می کشید - ورچه نه از تازیانه ها !
بسیار لذت بردم، از کارگردانی آرش اشاداد عزیز
طراحی صحنه و نور، طراحی لباس و گریم عالی، موسیقی و بازی عباس بابایی. به به به این جنون روی صحنه 👏🏼👏🏼👏🏼
من این مدرنیزه کردن اجرا از متن بهرام بیضایی بزرگ رو خیلی دوست داشتم و ازش لذت بردم.
این اجرا برای من به دو نیمه تقسیم شد، نیمه ی ابتدایی نمایش تا پیش از به حجله رفتن عروس که پر از نکات ریز، کنایه های به جا و طنازی های درست و ارجاع های بامزه بود و کلی کیف کردم و لذت بردم و نیمه ی پایانی که مسیر اجرا تغییر کرد و وارد شعار زدگی شد. کاش اجرا روی ریل اولیه پیش میرفت و اگر بنا به پایان بندی با مضمون خاصی بود از همون فضا بهره میبرد و از شعار زدگی و پیام های گل درشت دور میموند.
بازی بازیگران درست بود و مشخصاً همگی نقشهای خودشون رو اون طور که باید درک کرده و پذیرفته بودن.
طراحی لباس، صحنه و حتی تصاویر روی پرده هم در خدمت نیمه ی ابتدایی اجرا بود. میزانسن ها هم با وسواس کارگردان چیده شده بودند. ( میزانسن مثلثی 😂 )
در کل ممنون از همگی، خسته نباشید میگم خدمت کلیه ی عوامل و امیدوارم همچنان بدرخشید و موفق باشید. 🌞❤️
بعد از ۵ ماه دوباره پامو گذاشتم تو خیابون ولیعصر و اومدم سمت تئاتر شهر و خیابون رازی.
بالاخره به این حس نخواستن غلبه کردم و برای دیدن دوباره ی اجراها و حس خوب جدا شدن از زندگی و غوطه ور شدن تو عالم اجراها باخ رو انتخاب کردم.
بازگشتم مبارک 😁
گرچه کلیت اجرا سلیقه ی من نبود ولی دغدغه ی نویسنده و ایجاد امکان شنیده شدن صداهایی که سال هاست دچار خفقان و خاموشیه برام ارزشمند بود.
بازی حسین میرزاییان هم برام دلچسب بود.
با تشکر از کلیه ی عوامل و بازیگران و به امید روزی که همه ی صداهای خاموش شده روی صحنه های با شکوه شنیده بشن 🕊💫