در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
با توجه به محدودیتهای ترافیکی این روزها، لطفا حتما در زمان‌بندی حضور خود در سالنها، پیش‌بینی لازم را داشته‌باشید.
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 23:55:23
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
یکباره ترس بَرم داشت

افتاده باشی از سَرِ دیوار

خم شدم بگیرم

دیدم

خوشه خوشه

آویخته‌ ای


بیژن_الهی
◇ سه‌ شعر کوتاه از لیلا طیبی

(۱)
انسان کلام سبز ترحم،
جاری از گلوی خدا بود.
از یاد برده شد!
و اکنون قرن‌هاست،
در چشمانمان
هراس زندگی فریاد می‌زند.

(۲)
کلاغ‌های خیالباف
خواب دیده‌اند،
مزرعه‌ای سر سبز را.
از مترسک پیر شنیده‌ام.

(۳)
به ... دیدن ادامه ›› شمعدانی‌های مچاله بسپار
این درد ناگهان را
به گلدان‌های دیگر مخابره نکنند.
گرچه در محاصره‌ی پاییزیم
لیک،
به بهار،
به زایش خورشید،
به شفای صبح‌های نارس امید دارم.



#لیلا_طیبی
ZanaKordistani این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خود را به قدرِ وُسع، فراموش کرده‌ام
چندین چراغ دارم و خاموش کرده‌ام...

#حسین_جنتی
هیچ حواسم نبود..دو فنجان ریختم


آلیستر دانیل
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امروز تو را دسترس فردا نیست
واندیشه ی فردات به جز سودا نیست

ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست
کاین باقی عمر را بها پیدا نیست

خیام
رباعیات
رباعی شماره ی ۱۰
ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺗﻮ
ﺻﻮﺭﺗﮕﺮﺍﻥ
ﺑﺴﻴﺎﺭ
ﺍﺯ ﺁﻣﻴﺰﻩ‌ﯼ ﺑﺮﮒ‌ﻫﺎ
ﺁﻫﻮﺍﻥ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻧﺪ؛
ﻳﺎ ﺩﺭ ﺧﻄﻮﻁِ ﮐﻮﻫﭙﺎﻳﻪ‌ای
ﺭﻣﻪ‌ای
ﮐﻪ ﺷﺒﺎنش ﺩﺭ ﮐﺞ ﻭ ﮐﻮﺝِ ﺍﺑﺮ ﻭ ﺳﺘﻴﻎِ ﮐﻮﻩ
ﻧﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ؛
ﻳﺎ ﺑﻪ ﺳﻴﺮﯼ ﻭ ﺳﺎﺩﮔﯽ
ﺩﺭ ﺟﻨﮕﻞِ ﭘُﺮﻧﮕﺎﺭِ ﻣﻪ‌ﺁﻟﻮﺩ
ﮔﻮﺯﻧﯽ ﺭﺍ ﮔﺮﺳﻨﻪ
ﮐﻪ ﻣﺎﻍ ﻣﯽ‌ﮐﺸﺪ.
ﺗﻮ ﺧﻄﻮﻁِ ... دیدن ادامه ›› ﺷﺒﺎﻫﺖ ﺭﺍ ﺗﺼﻮﻳﺮ ﮐﻦ:
ﺁﻩ ﻭ ﺁﻫﻦ ﻭ ﺁﻫﮏِ ﺯﻧﺪﻩ
ﺩﻭﺩ ﻭ ﺩﺭﻭﻍ ﻭ ﺩﺭﺩ ﺭﺍ
ﮐﻪ ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ
ﺗﻘﻮﺍﯼ ﻣﺎ ﻧﻴﺴﺖ.
ﺳﮑﻮﺕِ ﺁﺏ
ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺧﺸﮑﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻓﺮﻳﺎﺩِ ﻋﻄﺶ؛
ﺳﮑﻮﺕِ ﮔﻨﺪﻡ
ﻣﯽ‌تواﻧﺪ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻏﺮﻳﻮِ ﭘﻴﺮﻭﺯﻣﻨﺪِ ﻗﺤﻂ؛
ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕِ ﺁﻓﺘﺎﺏ
ﻇﻠﻤﺎﺕ ﺍﺳﺖ،
ﺍﻣﺎ ﺳﮑﻮﺕِ ﺁﺩﻣﯽ ﻓﻘﺪﺍﻥِ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﺧﺪﺍﺳﺖ:
ﻏﺮﻳﻮ ﺭﺍ
ﺗﺼﻮﻳﺮ ﮐﻦ!
ﻋﺼﺮِ ﻣﺮﺍ
ﺩﺭ ﻣﻨﺤﻨﯽ ﺗﺎﺯﻳﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻧﻴﺶ ﺧﻂِ ﺭﻧﺞ؛
ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ‌ﯼ ﻣﺮﺍ
ﺑﻴﮕﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺍﻣﻴﺪ ﻭ ﺧﺪﺍ؛
ﻭ ﺣﺮﻣﺖِ ﻣﺎ ﺭﺍ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻳﻨﺎﺭ ﻭ ﺩﺭﻡ ﺑﺮﮐﺸﻴﺪﻩ‌اﻧﺪ ﻭ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪ.
ﺗﻤﺎﻣﯽِ ﺍﻟﻔﺎﻅِ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ ﻭ
ﺁﻥ ﻧﮕﻔﺘﻴﻢ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺁﻳﺪ
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻳﮏ ﺳﺨﻦ، ﻳﮏ ﺳﺨﻦ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻧﻪ ﻧﺒﻮﺩ:
ﺁﺯﺍﺩﯼ!
ﻣﺎ ﻧﮕﻔﺘﻴﻢ
ﺗﻮ ﺗﺼﻮﻳﺮﺵ ﮐﻦ..

-احمد شاملو-
ماه من گفتم که با من مهربان باشد، نبود
مرهم جان من آزرده جان باشد، نبود
از میان بی موجبی خنجر به خون من کشید
اینکه اندک گفتگویی در میان باشد ، نبود


[ وحشی‌ بافقی ]
مرا آزردی و نرمم نکردی
نکردی لطف و دلگرمم نکردی

به دردم گفتمت هستی تو مرهم
تو افزودی غمم را کم نکردی

شنتیا🌷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ایام زمانه از کسی دارد ننگ
کو در غم ایام نشیند دلتنگ

می خور تو در آبگینه با نالهٔ چنگ
زان پیش که آبگینه آید بر سنگ

خیام
رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۱۸
چه عجب خانم ملاجان!
غیبت هاتون طولانی و جاتون در تیوال خالیست 🌻
سالار ناجی
چه عجب خانم ملاجان! غیبت هاتون طولانی و جاتون در تیوال خالیست 🌻
درود جناب ناجی
امیدوارم حالتون خوب باشه

راستش دیدم خیلی اینجا غر زدم گفتم یه مدت نباشم شاید دوستان از دستم آسایش داشته باشند 🤭🤭

دلم برای اینجا خیلی تنگ شده بود و برای دوستان مهربانی چون شما

بعد از باز شدن نت فعلا رحل اقامت در توییتر افکندم اونجا غر میزنم😅
خوشحال میشم اگر شما یا دوستان در اون فضا حضور داشتید در خدمتتون باشم
این آی دی توییتر منه @khatoon_modern
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شانه‌ات را دیر آوردی سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد
من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد
از غزل‌هایم فقط خاکستری مانده به جا
بیت‌های روشن و شعله‌ورم را باد برد
با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز
دیر کردی نیمهٔ عاشق‌ترم را باد برد
بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وا نشد، بدتر از آن، بال و پرم را باد برد
< نظر مورد پاسخ، در دسترس نیست >
اسم شاعرش رو می‌دونستم! راستش نمی‌خواستم اسمش رو بنویسم که عیشمون منقّص نشه😊😊😊
امیرمسعود فدائی
اسم شاعرش رو می‌دونستم! راستش نمی‌خواستم اسمش رو بنویسم که عیشمون منقّص نشه😊😊😊
حله
پاکش کردم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گر مخیّر بکنندم به قیامت که چه خواهی؟!
یار ما را و همه نعمت فردوس شما را...

شیخ اجلّ سعدی شیرازی
بزرگوار در همین مضمون یک شاهکار دیگر هم دارند:

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم
به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم
به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم
نظر به سوی تو ... دیدن ادامه ›› دارم غلام روی تو باشم
به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم
ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم
حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم
جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم
می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان
مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم
۱۱ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ماهنامه ادبی رها منتشر شد


جدیدترین شماره‌ی ماهنامه‌ی ادبی، هنری و فرهنگی رها، با بررسی پرونده‌ی ادبی شادروان "آقاجان لعل‌پوش" شاعر و هنرمند کرمانشاهی، منتشر و در دسترس عموم قرار گرفت.

شماره‌ی پانزدهم از دوره‌ی جدید، انتشار ماهنامه‌ی ادبی رها، در ۵۶ صفحه، با سردبیری "زانا کوردستانی"، ... دیدن ادامه ›› منتشر شد.

به گزارش پایگاه خبری رهایی، ماهنامه‌ی ادبی رها، با رویکرد انتشار آثار ادبی و هنری و فرهنگی، هنرمندان ایران و جهان در سه بخش ثابت شعر ایران، پرونده‌ی ادبی و شعر جهان و بخش‌های متغییر اخبار، نقد، روانشناسی، داستان و بخش کتاب، معرفی نویسنده و... هر ماه به صورت برخط و رایگان منتشر می‌شود.

◇ در بخش روانشناسی، "روانشناسی صلح در دوران پساجنگ" به قلم خانم "زهرا جوانی" را می‌خوانیم.

◇ در بخش معرفی نویسنده، گذری بر زندگی و آثار آقای "فرهاد حسن‌زاده" نویسنده‌ی آبادانی، داشته شده است.

◇ در بخش شعر ایران، شعرهایی از، بانوان و آقایان: حمیدرضا اکبری (شروه) - حسن فرخی - افسانه ضیایی جویباری (افسون) - غلامرضا اکبری (شریف) - خالد بایزیدی(دلیر) - عباس فلاحی - ایرج صف‌شکن - زلیخا احمدی - جواد محمدی - حمید تیموری‌فرد - سامان ساردویی - نعمت‌الله داودیان - حسن صدیق (ریوار) - محمدرضا مهدیزاده - اکبر رشنو - رضا فیاضی - حمید آرامیان (آرام) - کوروش ایرانی - اسرا ابن‌رسولی - محسن اعلا - مینا لطفی و... گنجانده شده است.

◇ در بخش کتاب ماه، به معرفی و بررسی و خوانشی بر کتاب "آنجا که زنبق‌ها می‌شکفند" نوشته‌ی "بیل کلیور" و "ورا کلیور"، پرداخته شده است.

◇ در بخش داستان این شماره از ماهنامه‌ی ادبی رها، با دو داستان همراه هستیم. داستان "نفرین" به قلم استاد "هوشنگ جودکی" و داستان کوتاه "سفر به شهر ساعت‌ها" نوشته‌ی نویسنده‌ی نوجوان کامیارانی، خانم "محیا اسدی".

◇ در بخش شعر جهان این شماره، شعرهایی از: محمد الماغوط | کانه کو میسوزو | اووته تاگوچی | تاکوبوکو ایشیکاوا تاکامورا کوتارو | هاگیوارا ساکوتارو | یاگی جوکیچی | ناکاهارا چووا | تاکامی جون | هوشینو تومی‌ هیرو | پشتیوان میرعزیز | دیار حلبچه‌ای | جبار صابر | باسط محمد غریب | پری قره‌داغی و... را می‌خوانیم.

برای تهیه و دریافت فایل pdf رایگان ماهنامه‌ی ادبی رها، می‌توانید به آدرس‌های زیر مراجعه فرمایید:

https://t.me/mikhanehkolop3
https://t.me/newsnetworkraha
https://t.me/leilatayebi1369
https://t.me/rahafallahi
https://eitaa.com/newsnetworkraha
https://eitaa.com/mikhaneraha
https://eitaa.com/rahaei1396
https://eitaa.com/leilaei1369
Rubika.ir/RahaMikhanekolop
Rubika.ir/rahaei1396
Rubika.ir/leilaei1369
https://ble.ir/mikhanekolop
https://ble.ir/rahaei1396
https://ble.ir/leilaei1369
https://ble.ir/rahaei110
https://splus.ir/newsnetworkraha
https://splus.ir/mikhanehkolop
https://splus.ir/rahaei1396
https://splus.ir/leilaei
و...
ZanaKordistani این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بفکن ز پی این اساس تزویر
بگسل ز هم این نژاد و پیوند

برکن ز بن این بنا که باید
از ریشه بنای ظلم برکند

زین بیخردانِ سفله بِستان
دادِ دل مردم خردمند

-ملک‌الشعرای بهار-
آوازِ خاک و خون؛ پژواک همدلی شاعران ۱۲ کشور برای میناب و ایرانِ استوار، منتشر شد



کتاب "آوازِ خاک و خون (مرثیه و امیدِ سبزمنشیان، نثارِ شهیدانِ میناب و ایرانِ استوار)"، تألیف دکتر بسم‌الله شریفی، با آثار شاعران و نویسندگان ۱۲ کشور، از سوی واحد انتشاراتی سبزمنش و انتشارات زهره‌علوی در تهران ... دیدن ادامه ›› منتشر شد.



"آوازِ خاک و خون" کوششی است برای آن‌که رنج، در سکوت فراموش نشود؛ برای آن‌که نام‌ها در هیاهوی زمان گم نگردند؛ و برای آن‌که فرهنگ، وظیفه خویش را در برابر انسان ادا کند. این کتاب می‌کوشد نشان دهد که حتی در دلِ خاک و خون نیز می‌توان آوازی شنید؛ آوازی که از مرثیه آغاز می‌شود، اما به امید ختم می‌گردد.



این اثر با طراحی جلد عبدالله نیازی، در ۱۴۰ صفحه و قطع رقعی، پس از طی مراحل قانونی و دریافت شابک بین‌المللی، رده‌بندی کنگره، رده‌بندی دیویی و شماره کتاب‌شناسی ملی، از سوی واحد انتشاراتی سبزمنش و انتشارات زهره‌علوی در تهران چاپ و منتشر شده است.



این کتاب، مشتمل بر ۶۶ عنوان شعر، اعلامیه و گزارشی از رویداد بزرگِ «ایران؛ نمادِ پایداری و شکوه» (طنینِ شاعرانِ جهان در هم‌نوایی با ایرانِ سرافراز) است. این اثر، تنها مجموعه‌ای از شعر، نثر و بیانیه نیست؛ بلکه روایتِ هم‌نفسیِ دل‌هایی است که در سوگ، به هم رسیده‌اند. در این صفحات، اگرچه مرثیه حضور دارد، اما نومیدی راه ندارد؛ اشک جاری است، اما در پسِ آن، روشناییِ باور به تداومِ زندگی و کرامتِ انسانی، موج می‌زند.»



‌‌‌‌┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄



پایگاه خبری رهایی



https://newsnetworkraha.blogfa.com

https://t.me/newsnetworkraha

https://eitaa.com/newsnetworkraha

https://splus.ir/newsnetworkraha

https://iGap.net/newsnetworkraha
ZanaKordistani این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نوزدهمین کتاب ایرج عبادی منتشر شد

استاد «ایرج عبادی»، شاعر، نویسنده، مترجم و روزنامه‌نگار سنندجی، نوزدهمین کتاب خود را که رمانی به نام «آتش در آغوش عزیز» است، به زبان کردی برای علاقه‌مندان به ادبیات و فرهنگ زبان کردی منتشر کرد.

استاد عبادی در این رمان، که توسط انتشارات شوگار چاپ و منتشر شده است، با استفاده از تکنیک‌های پویا و نوآورانه، به زیبایی از جنبه‌هایی از رمانتیسم، سورئالیسم، پیچیدگی‌های جامعه و تقابل قوانین ویرانگر خانوادگی با مبارزات زنان سخن می‌گوید.

همانند بسیاری از آثار زیبای این قلم، «احساس عشق» تنها راه مهربانی و راه حل شروریت‌ها و مقاصد ناخوشایند جامعه در سرتاسر این رمان است.

فقر، ... دیدن ادامه ›› نرخ بیکاری و تنهایی که بر اثر اقدامات ظالمانِ شخصیت‌های رمان ایجاد شده، در زیر سایه رهبری قهرمانان داستان که سرشار از خاطرات شادی‌ها و غم‌های دوران زندگی انسان هستند، بسیار ملموس و برجسته است.

شکست‌ها، ناکامی‌ها و در نهایت موفقیت‌های «آگِر» در آغوش عشق «آریز و اسپک» — که نماد آزادی و قدرت و شورش به سوی آتشفشان‌های کردستان هستند — از قله‌های کوه‌ها در نزدیکی شهر به سمت جزیره‌های ناشناخته روایت می‌شود.

یکی از سبک‌های نویسندگی استاد عبادی در این رمان این است که سه نفر در حال نوشتن وقایع یک رمان هستند، هر کدام با دیدگاه‌ها و نظرات متفاوت خود، بدون اینکه هیچ‌کدام از آن‌ها از این احساس زیبای دیگری باخبر باشد.


┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄


نۆزه‌هه‌مین کتێبی ئیره‌ج عیبادی له‌ چاپ درا

ماموستا "ئیره‌ج عیبادی" شاعیر، نووسه‌ر، وه‌رگێڕ و ڕۆزنامه‌نووسی سنه‌یی، نۆزده‌هه‌مین کتێبی خۆی که‌ ڕۆمانێکه‌‌ به‌ ناو "ئاگر له‌ باوه‌شی ئازیزدا" به‌زمانی کوردی خسته‌ به‌رچاوی لایه‌نگرانی ئه‌ده‌ب‌و فه‌هه‌نگی زمانی کوردی.

ماموستا عیبادی، له‌م ڕۆمانه‌ پردێک له‌ ڕۆمانس، سوورئالیسم و گیر وگرفته‌کانی کۆمه‌ڵگا و دژایه‌تی یاساکانی بنه‌ماڵه‌ی‌ وێرانکه‌ر له تێکۆشانه‌کانی ‌ژناندا به‌ تکنیکی جوڵانه‌وه و‌ نه‌وه‌ستانی زه‌ین به‌ جوانی باس ده‌کا و وه‌کوو زۆربه‌ی له‌ کاره‌ جوانه‌کانی ئه‌و قه‌ڵه‌م به‌ ده‌سته‌‌‌، ‌هه‌ست وئه‌وین یانی ته‌نیا ڕێگای میهره‌بانی و چاره‌ سه‌ر کردنی شه‌ر و مه‌به‌سته‌کانی ناحه‌زی کۆمه‌ڵگا له‌ سه‌رانسه‌ر ڕۆمانه‌که‌ خۆی ده‌نوێنێ. 

گرانی، ڕێژه‌ی بێکاری وسوننه‌ته‌کانی بستراوه‌ به‌ ده‌س وباڵی کاره‌کته‌ره‌کانی ڕۆمانه‌که‌ که‌ پڕه‌ له‌ بیره‌وه‌رییه‌کانی شاد وناشادی سه‌ر‌ده‌می ژیانی ئینسان له‌ ژێر سه‌ردێری جوڵانه‌وه‌ی پاڵه‌وانه‌کانی ئه‌و ڕۆمانه‌ کاره‌که‌ زۆر له‌ به‌ر چاوتر ده‌کا.

شکسته‌کان وناکامی و له‌ ئه‌نجام دا سه‌رکه‌وتنه‌کانی ئاگر له‌ باوه‌شی خۆشه‌ویستی ئارێز و‌ئه‌سپێک که‌ سه‌مبولی فرین و هێز و نه‌وه‌ستانه‌ به‌ره‌و ئاتشگاکانی کوردستان له‌ لووتکه‌ی کێوه‌کان نزیک شار به‌ره‌و دوورگه‌کانی نادیار به‌ جێ دێلێ‌.

یه‌کی له‌ شێوازه‌کانی نووسینی اوستاز عیبادی له‌م ڕۆمانه‌ ئه‌وه‌یه‌ که‌ سێ که‌س خه‌ریک نووسینی ڕووداوه‌کانی یه‌ک ڕۆمانن به‌ بیر و بۆچوونه‌کان جیاوازی خۆیان بێ ئه‌وه‌ی که‌ هیچ کامیان ئاگایان له‌م هه‌سته‌ جوانه‌ی ئه‌وی دی بێ.  ‌

‌‌‌‌┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄

پایگاه خبری رهایی

https://newsnetworkraha.blogfa.com
https://t.me/newsnetworkraha
https://eitaa.com/newsnetworkraha
https://splus.ir/newsnetworkraha
https://iGap.net/newsnetworkraha
ZanaKordistani این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خوشم که عمر گرانمایه را تباه نکردم
به جز شراب نخوردم، به جز گناه نکردم

به غیر تاک نشانان نشان کس نگرفتم
به غیر ساقی مجلس به کس نگاه نکردم

بجز ضیافت مستی بجز پیاله پرستی
خدا گواه نرفتم خدا گواه نکردم

اگر چه توبه نمودم ولی چو خواجه نبودم
که صبر تا شب عید و هلال ماه نکردم

به جرم دامن پاکم اگر به بند ... دیدن ادامه ›› فتادم
برادرانه کسی را فرو به چاه نکردم!

هزار بار اگر مست آب رز شدم اما
برای مرتبه ای آب زیر کاه نکردم

سیاه مست شدم لیک دل سیاه نبودم
به زهد روز کسی را شب سیاه نکردم

اگر نماز شکستم به پای جام نشستم
قسم به عالم مستی که اشتباه نکردم

مهدی ملکی
هفت پاچا منتشر شد

کتاب «هفت پاچا» مجموعه‌ی گردآوری و ترجمه شده‌ی آقایان، دکتر "احمد کنجوری"، "سید مصطفی ساداتی" و "روح‌الله سیف"، به زبان لَکی و برگردان فارسی منتشر شد.

کتاب ‏«هفت پاچا» دربردارند‌ه‌ی هفت افسانه‌ی پرمحتوا و گیرا از افسانه‌های فراوانی است، که درازانای تاریخ و حتی پیشاتاریخ را سینه‌ به سینه پیموده‌اند تا به ما رسیده‌اند.

این اثر، نخستین مجموعه افسانه‌ای است که به زبان لَکی نوشته شده است. در بخش دوم کتاب نیز برگردان فارسی این افسانه‌ها گنجانده شده است.

این ... دیدن ادامه ›› کتاب توسط نشر قریحه دلفان، در هزار نسخه و شماره شابک ۴-۱-۹۲۳۸۷-۶۲۲-۹۷۸ چاپ و منتشر شده است.

آقای "روح‌الله سیف" صفحه‌آرا، خانم‌ "سیده زهرا حسینی" طراح جلد و بانو "نرجس محمدی" نیز تصویرگر این کتاب ارزشمند هستند.

✍ #زانا_کوردستانی



ZanaKordistani این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هفت پاچا منتشر شد

کتاب «هفت پاچا» مجموعه‌ی گردآوری و ترجمه شده‌ی آقایان، دکتر "احمد کنجوری"، "سید مصطفی ساداتی" و "روح‌الله سیف"، به زبان لَکی و برگردان فارسی منتشر شد.

کتاب ‌«هفت پاچا» دربردارند‌ه‌ی هفت افسانه‌ی پرمحتوا و گیرا از افسانه‌های فراوانی است، که درازانای تاریخ و حتی پیشاتاریخ را سینه‌ به سینه پیموده‌اند تا به ما رسیده‌اند.

این اثر، نخستین مجموعه افسانه‌ای است که به زبان لَکی نوشته شده است. در بخش دوم کتاب نیز برگردان فارسی این افسانه‌ها گنجانده شده است.

این ... دیدن ادامه ›› کتاب توسط نشر قریحه دلفان، در هزار نسخه و شماره شابک ۴-۱-۹۲۳۸۷-۶۲۲-۹۷۸ چاپ و منتشر شده است.

آقای "روح‌الله سیف" صفحه‌آرا، خانم‌ "سیده زهرا حسینی" طراح جلد و بانو "نرجس محمدی" نیز تصویرگر این کتاب ارزشمند هستند.

‌‌‌‌┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄

پایگاه خبری رهایی

https://newsnetworkraha.blogfa.com
https://t.me/newsnetworkraha
https://eitaa.com/newsnetworkraha
https://splus.ir/newsnetworkraha
https://iGap.net/newsnetworkraha
بعله داداشم سعدی در باب تو پاچه کردن حکایت زیبایی داره:

آورده‌اند که که یه فقیهی بود(از اینا که پیشونیشونو داغ میکنن سیاه میشه) که یه دختری داشت زششششششت.
دیگه میلف شده بود و با وجود جهیزیه‌ی کامل(یخچال و ماشین لباسشویی اسنوا، تلویزیون ۳۷ اینچ ایکش ویژن و خردکن ۱۶ کاره) و وضع مالی مناسب، سگ نمیگرفتش.

زشت باشد دَبِیقی* و دیبا/ که بُوَد بر عروس نازیبا

خلاصه مجبور شدن بدنش به یه بابایی که کور بود بدبخت.
چند وقت بعد یه دونه از این انرژی درمانی ها که صداهای عجیب از خودشون درمیارن اومد ... دیدن ادامه ›› تو اون شهر که میگفتن کور شفا میده.
به فقیه میگن چرا دامادتو نمیبری پیش این دستشو بکشه روش و اووو اووو کنه که بینا شه؟ فقیه گفت: نه حاجی، این اگه چشمش بیینه دخترمو طلاق میده خب.

شوی زن زشت روی، نابینا به

دبیقی: یه جور پارچه حریر نازک که تو مصر می بافتن

گلستان
باب دوم، در اخلاق درویشان
حکایت شماره ۴۵
نه ماشین لباسشوییش اسنواست. ما فقط آبسال پسندیم.
ویگن اوانسیان
نه ماشین لباسشوییش اسنواست. ما فقط آبسال پسندیم.
تف بر تولید داخل
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رنجش روشن ضمیران لمعه ی تیغ است و بس
موج میگردد نمودار از شکست آب ها

بیدل_دهلوی
عمیقاً در فهم معنا در سبک هندی ضعیفم!
جداً نمی‌تونم متوجه بشم چی می‌خواد بگه!
معنای واژه به واژه حتی جمله به جمله‌اش رو می‌تونم بفهمم ولی مفهوم کلیش رو درک نمی‌کنم!
۲۶ خرداد
درود بر دوستان.

همانطور که سروران گرامی میدانند، از ویژگیهای کمابیش ثابتِ سبک هندی، کاربرد آرایه‌ی oxymoron یا بسامدِ تصویرهای پارادوکسی‌ست. واژه‌ی «رنجش» در مصرع نخست (به نظر قاصر این کمترین) هم‌چم با کدورت (خاطر) است و نه درد. چون وقتی با «لُمعِه‌ی تیغ» به معنی آختگیِ شمشیر، پارادوکس میسازد، اسلوب معادله‌ی مصرع بعد، به درستی شاکله میپذیرد از آن روی که نمودار شدن موج از شکست آب، یادآور بیرون آمدن تیغ از نیام (به معنای اول یا واژه به واژه) و آشکار شدن نهان (به معنای دوم یا فیگوراتیو) است. (بد نیست اشاره کنیم تازیها به موی سپیدی که در میان موهای سیاه میروید، لُمعَه میگویند).

از سویی، شاعران مکتب هند، خیلی بیشتر از شاعران پیش از خود (یعنی سبک اصفهانی) با درد سازگار بودند و به دفعات در اشعارشان ... دیدن ادامه ›› اقرار میکنند که از درد لذت میبرند. برای نمونه بیدل دهلوی بیتی دارد بر این نمط: شعله گر دارد مقامِ عافیت، خاکستر است / بِه که طاقتها بـه دسـتِ عجز بفروشیم ما؛ که میبینیم شاعر باور دارد که سوختن، مقامِ آسایش و راحتی است و خاکستر شدن؛ مقام عافیت! باری، مراد اینکه وقتی این دردخواهی، با پابه‌فشاری بر ایراد مضمونهای باریک، آمیخته میشود، معجونی میسازد که به خاطر جنبه‌های تجریدیِ زبان در مکتب هند، به انباشتِ استعارات بر روی هم و گاه تزاحم تصاویر شعری می‌انجامد. بسیاری از ناقدان مدرن، بر این تزاحم تصاویر در سبک هندی خرده گرفته و میگیرند. دلایل خود را هم دارند.

سپاسدار نگاهتان –
سامان حسنی
درود بر دوستان. همانطور که سروران گرامی میدانند، از ویژگیهای کمابیش ثابتِ سبک هندی، کاربرد آرایه‌ی oxymoron یا بسامدِ تصویرهای پارادوکسی‌ست. واژه‌ی «رنجش» در مصرع نخست (به نظر قاصر این کمترین) ...
لمیدن زیر درخت تنومندِ کلامتان، هم سایه اى خنک ودلنشین دارد وهم هر بار ثمرهاى شیرین برایم به ارمغان مى آورد.
باز هم، همچون همیشه، از روشنى نگاه و ژرفای سخنتان آموختم.
کاربرد لمعه و اشاره به موی سپیده روئیده میان موهای مشکی در زبان اعراب برام بسیار جالب و خلاقانه بود!
انباشت استعاره در برخی اشعارِ این دست از شعرا که برخی کم و برخی بیشتر از این سبک بهره برده اند رو از نظر شخصی و غیرتخصصی ام علاوه بر تأثیر زبان و فرهنگ هندی ، حاصل از حذف و طرد ناجوانمردانه ی شاعران مدح گو و ستایشگرِ عشق زمینی به سبک اصفهانی و جایگزینیشون با شعرا و اشعار مذهبی در حکومت صفوی میدونم که منجر به کمرنگ شدن و حذف کامل این نوع غزلیات حتی از زندگی روزمره مردم و در اصل ممنوع شدن آن شد تا آنجا ... دیدن ادامه ›› که شاه عباس برای سرودن تک بیت هایی کم ارزش و گاها از نظر منتقدین خنده دار در وصف علی ،هم وزن شاعر به وی طلا میداد(ملالطفی) و شاعران غیر مذهبی رو به روش های مختلف تحقیر، ملامت و تخریب میکرد! از این روی شاعران مدح گو و غزل سرا که مجبور به مهاجرت شده بودند دور از سرزمین خویش سازگاری بیشتری با درد داشته و تمایل به اظهار قدرت در بیان مفاهیم و حس نوجویی در اشعارشون بیش از پیش پدیدار گردید ، که شاید بخشی از آن جهت تسویه حساب با حکام صفوی بوده باشد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
می‌پرسید :
«ولی آخر این همه رنج برای چیست؟»
و ندا جواب می‌داد :
«دلیلی نیست! برای هیچ!» و همین.

📚مرگ ایوان ایلیچ
👤لئو تولستوی