در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال عمومی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 15:27:30
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
مضحک قندک
حسین چیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
افرییییییییین
اجرای بی نقص و چشمگیر و تماشایی شما در اژدهاک رو بارها تحسین میکنم و بهتون افتخار میکنم.
برای تیاتر ایران بمانید و برقرار باشید الهی.
از کارگردانی اژدهاک شما لذت بردم و بارها بهتون افتخار کردم و افرین گفتم.

برای تیاتر ایران بمانید و برقرار باشید
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
tiwall.com/p/ashrafghani
نمایش مرگ اشرف غنی به زودی...
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درود.
لذت بردم از بازی شما 🙏🏾
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در همین روز هنرمند افسانه ای و پدر هیپ هاپ توپاک شکور متولد شد که با وجود عمر کم ، ترانه های خاطره انگیزی را به ارمغان آورد

از جمله کلمات قصار معروف وی "kill illuminati" بوده که در زبان بسیاری از مردم و اهل هنر جاریست
یگانه برزوئی و سینا دهقان این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
لینک گروه تیوالی ها در تلگرام👇
https://t.me/+kZKvoNK2VqgxYTJk
بستری برای نقد و مصاحبتی در باب تئاتر و هنر...
اگر هم مشکلی بود برای فرستادن لینک به آیدی Parya_5550@
پیام بدید ، روز خوشش☕✋
امیرمسعود فدائی و سینا دهقان این را خواندند
ویگن اوانسیان این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به کارگردانی مجتبی جَدّی؛
نمایش جدید «تالارسایه» معرفی شد ؛ تماشای «تابوت عهد» در تئاتر شهر

نمایش «تابوت عهد» به نویسندگی نیبل لبیوت و کارگردانی مجتبی جدی از روز نهم تیرماه در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر پیش روی مخاطبان قرار خواهد گرفت.

به گزارش روابط عمومی مجموعه تئاترشهر، «تابوت عهد» به نویسندگی نیبل لبیوت و ترجمه سید حسین رسولی عنوان یکی از نمایش های جدید تئاتر شهر است که از روز سه شنبه نهم تیرماه 1405 به کارگردانی مجتبی جَدّی در تالار سایه این مجموعه اجرای خود را آغاز ... دیدن ادامه ›› خواهد کرد.

طبق توضیحات ارائه شده از سوی گروه اجرایی، داستان نمایش «تابوت عهد» که با بازی صادق برقعی و نازنین حشم دار روی صحنه می رود، روایت زن و مردی است که در یک صبح «طولانی» و «تاریک» با خود و با یکدیگرمواجه می شوند.

مجتبی جدی از جمله هنرمندانی است که طی سال های اخیر نمایش هایی چون «شکستن امواج – 1404» را در مجموعه تئاتر لبخند، «امان – 1403» در عمارت «هما» و تماشاخانه «هامون»، «وقتی آن قدری که باید هم دیگر را زجر داده ایم – 1402» در تماشاخانه استاد انتظامی، «سوقصدهایی به زندگی آن زن – 1402» در عمارت دارالفنون کاشان، «تجربه های اخیر- 1398 و1401» در تماشاخانه مهر کاشان و تماشاخانه استاد انتظامی، «چشم های بسته از خواب – 1399» در عمارت «روبه رو»، «این نوبت از کسان – 1399» در فرهنگسرای مهر کاشان، «ادیپ افغانی – 1399» در تالار اصلی مرکز تئاتر مولوی و تعدادی دیگر از آثارنمایشی را در مقام کارگردان روی صحنه برده است.

وی که تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر از دانشگاه تربیت مدرس تهران به پایان رسانده طی سال های گذشته به عنوان دبیربیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران و معاون اجرایی مرکز تئاتر مولوی نیز مشغول به فعالیت بوده است.

براساس این گزارش طی روزهای پیش رو مرحله پیش فروش بلیت نمایش «تابوت عهد» در سامانه های «گیشه تئاتر» و «تیوال» آغاز می شود.
ایرانِ امام حسین

نیرو گرفته از Nano Banana Pro
اصلاحات در ادوبی فتوشاپ

https://kopolart.ir/posts/ya-hussain-iran-map-tent-artwork
علی یوسفی این را خواند
ایرانِ امام حسین دوست*
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امروز روز بزرگداشت محتشم کاشانی شاعر و عارف بزرگ ایرانی و روز ملی شعر و ادبیات هست.

از معروف ترین شعر های ایشان شعر معروف:

باز این چو شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است‏

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بى نفح صور خاسته تا عرش اعظم است

است.
مهسا خانم تبریک میگم
به خوبی از پس نقش شخصیت نمایش هری پاتر کاراکتر شرور هلنا بونهام کارتر براومدین
مهسا صفری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نقش ماشا رو واقعا زندگی کردی ،خسته نباشید 🌸👏🏻
ما در محیطی بزرگ شدیم
که رومون نمیشد احساساتمون رو به خانوادمون نشون بدیم
با کمک به هم،
با نشستن پای اخبار کنار پدر با اینکه از اخبار خوشت نمیاد،
با تعارف غذا، با شستن ظرفا قبل اینکه ننه ببینه ،
با قرض دادن لباس به برادر یا خریدن یه کیک و نوشابه برای خواهر،
با خاموش کردن لامپ موقع فوتبال دیدن ساعت ۲۳:۱۵،
با دعوا با بقیه برای حمایت با هرچی و هرجوری که از دستمون بر میومد
به خانودامون نشون میدادیم دوسشون داریم

اما ننم رو بارها بهش گفتم البته یجور دیگه:
هر بار خواستم بگم دوست دارم
پرسیدم «حالت چطوره»
و من تو رو خیلی «حالت چطوره» ننه ♥️
بعضی وقتا اصل جمله رو بگید
تاثیرش چند براره
شقایق مطیع
بعضی وقتا اصل جمله رو بگید تاثیرش چند براره
صددرصد همینطوره
۱۰ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ایران نیوزلند
بازی ساعت ۴:۳۰ صبح فردا در ورزشگاه لس‌آنجلس برگزار می‌شود

پخش در کدام سینما؟

لس آنجلس بزرگ (به انگلیسی: Greater Los Angeles Area ) نام دومین ابرشهر پر جمعیت آمریکا با ۱۹ میلیون نفر جمعیت می‌باشد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۴ تیر ماه از تمامی پلتفرم های
#mehran_yardel
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عالی بودین خانم حسن نیا واقعا لذت بردم از اجرا و نوع دیالوگ گفتنتون
امیدوارم در آینده بازم شاهد اجرا های بیشتری از شما باشیم
از اینکه رشت استعداد هایی مثل شما داره باعث افتخاره این شهره
دست مریزاد 👏
خسته نباشین خانم حسن نیا واقعا هنرمندانه بود اجراتون و خوش درخشیدین .خیلی وقت بود همچین اجرای سورئال خوبی ندیده بودم مخصوصا با بازی شما دمتون گرم لذت بردیم انشالله ‌کار های بعدی👌🏻👌🏻✌🏻🙌🏻
۲ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش رنگ انار رو از شما به تازگی دیدم و همینطور در ۲۵۷ نیز مخاطب شما بودم. از بازی شما به معنای واقعی لذت می‌برم و من رو در لحظاتی از دنیای بیرون دور میکنه. امیدوارم بزودی شما رو در صحنه های بزرگتر ببینم. زمانی که در نقش کاستو روی صحنه بودین نتونستم احساساتم رو کنترل کنم و گریه کردم. امیدوارم روز به روز بدرخشین و در صحنه های بزرگتر ببینیمتون 🙏🌱❤️
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

خاکسترش کردند

از زبان سابیس

اینجاست. کنارم. گابریل. با آن پوست سپید مرمرین، چشمان آبی آرام و فکور و موهای طلایی بلند و مجعد که در نسیم ملایم تکان می خورند. ما بر یک صخره نشسته ایم. در جزیره ی سایرن. او ملبس به ردایی سپید و من ملبس به ردایی سیاه. نور نقره ای ماه از بین پاره های ابر بر سطح آب می تابد و پولک های درخشان سایرن ها را نمایان می کند. آن ها دارند می خوانند، با صدایی که انگار نه از اینجا، که از بالا می آید.

گابریل:
"این آوا دلتنگم می کند. حس عجیبیست. انگار که خانه ام بالا بوده باشد و به اینجا تبعید شده باشم. این فکر کمی مرا می ترساند، ... دیدن ادامه ›› اما در وحشت غرقم نمی کند. شاید به خاطر افسون صدای آن هاست."

من دستم را آهسته بر پشتش می گذارم. او پسم نمی زند.
"تو می خواهی یک موجود زمینی باشی، گابریل. اما جایی در وجودت خواهان چیز دیگریست. فرشته بودن. خدا بودن."

گابریل:
"شاید می خواهم چیزی عمیق تر را تنفس کنم. حس کنم در آتش می سوزم یا در یخ."

گونه هایش کمی ملتهب می شوند.
"شاید این همان تاریکی درونم است. میل به نوشیدن. از شما، سرورم. یا از مالخازار."

من لحظاتی به چشمان آبی او نگاه می کنم که حالا انگار نوری ضعیف در آن ها می درخشد.
"اما تو چنین نمی کنی. تو لذت می بری از اینکه دست بر قلبت نهی، آن را بفشاری و نگذاری به خواسته اش برسد.
چرا؟
حس نمی کنم به این خاطر باشد که درد به تو حیات می دهد."

گابریل:
"شاید حیات ندهد، اما نگهم می دارد.
سرورم، می دانید من از چه می ترسم؟ اینکه بنوشم، لحظه ای مشتعل شوم و بعد سرد، مثل خاکستر."

نفس هایش کمی تنگ می شود.
"اما تا وقتی ننوشم، تپش های بی قرارم همان جایی هستند که باید.
من می توانم بمانم. با آب آهنی که فرو می دهم. با پاداشی از خون خوک که گاه بر روحم عرضه می کنم. با وسوسه ای از بالا رفتن که از آن می گریزم تا سقوط نکنم."

دستم را از پشتش برمی دارم و به سمت بازویش می برم. آن را می گیرم. انگار که در آستانه ی افتادن باشد. یا اینکه شاید انگار خود در آستانه ی لغزیدن باشم. و سقوط.
اما این تنها یک خیال است. مگر نه؟
چیزی که با دردی ضعیف به خاطر می آورم. چون خاکستر دیگر نمی سوزد.
من بالا بودم. سقوط کردم. آتش گرفتم. سرد شدم. و بعد همه چیز در خاکستری فرو رفت.
و الان چه مانده؟

من دستم را به سینه ام می برم.
"اما بعد از اشتعال، آرامش هست. و صلح."

گابریل نگاهش را به من می دوزد. چشمان آبی اش پر از اشک می شود.
"همیشه می خواستم لمسش کنم. قلب سیاه را. از آن وحشت داشتم. انزجار. اما چیزی در آن مرا به سمت خود می کشید. شاید صدایم می کرد. نمی دانم."

نگاهش بر سینه ام می لغزد.
"هر چه که بود، حالا گذشته. من نگاهش کردم که از خانه اش بیرون کشیده شد. که آتش بر آن نشاندند و سوزاندنش. که خاکسترش کردند."

به هق هق می افتد. دستم را از بازویش رها می کنم و دوباره بر پشتش می گذارم. آوای سایرن ها بلندتر از پیش ما را در خود می گیرد. نور ماه کدر می شود. و باد تندتر از پیش می وزد.
گابریل لحظاتی می گرید و بعد کم کم آرام می گیرد.

گابریل با صدایی گرفته:
"متاسفم. شرم آور است."

من با لبخندی کوچک و غمناک:
"نه، نیست. خوشحالم که این ها را به من می گویی، گابریل. می خواهم به من نزدیک باشی."

چشمانش کمی گشاد می شود، طوری که انگار این جمله ترس بر روحش نشانده باشد. او می خواست از من دور باشد. اما حالا در کنارم است. این به خاطر روح من است یا قلب سیاه از دست رفته؟
امیر مسعود این را خواند
قاصدک و پریا سلگی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
https://www.aparat.com/v/xoi05i5

فیلم کوتاه "پاس گل" Assist
.
نویسنده و کارگردان: نادر دلشاه
.
بازیگران:
#نادر_دلشاه
#هومن_بنائی
#سحر_اسدی
#مهدی_سجادیان
.
در خلاصه داستان این فیلم کوتاه آمده است: "ادی در روز تولدش، تماسی غیر منتظره ... دیدن ادامه ›› دریافت میکند که گویی..."
.
سایر عوامل:
تهیه کننده: نادر دلشاه
مدیر فیلمبرداری: امیر خسرو صالحی
مدیر تولید: علی نصر
دستیار اول کارگردان و برنامه ریز:رضا عربی
طراح صحنه ولباس: زهرا نادری
تدوین: امیر خسرو صالحی
صدا بردار: علیرضا پاک نهاد
منشی صحنه: محبوبه علیا
طراح گریم: رضا عربی
موسیقی و اصلاح صدا: سهراب کرم رودی
دستیار دوم کارگردان : فاطمه صالحی
دستیار صحنه: پارسا کیال
عکاس: مسعود میرمیری
اصلاح رنگ: امیر محسن عظیمی
تدارکات:علیرضا زمانی
دستیار تصویر:مهسا عیدی
دستیار صدا:شهرام جلیلیان
.
#فیلم
#فیلم_کوتاه
#سینما
#بازیگر
#filme
#cinéma
#movie
#hoomanbanaei
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
پریا سلگی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید