در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | صبا مرشد
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 19:20:34
 

فعال هنری

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۱۶ شهریور ساعت ۰۰:۳۹
کشور من فاسد شده و امیدی به نجاتش، نیست...!
من، یه زنم. ولی تو هرجوری دوست داری صدام کن.
.
جایی که رنگ خیر و شر عوض می‌شود. مده‌آی خیر، سیاه می‌پوشد و مده‌آی شر، سفید.
.
🎭ریحانه رضی، یک زن تمام عیار؛ یک مده‌آی مدرن و جذاب. چه صدایی داری خانم، درجه یک.
🎭بهار نوحیان، مده‌آی کلاسیک؛ زیبا، قابل باور و به اندازه.
.
گروه موسیقی عالی و سحر لطفی درخشان✨️
.
کیف کردم با اجرایی که دیدم.
خسته نباشید به همه گروه.🌹
۱۰ شهریور ساعت ۰۱:۴۰
وقتی یک گروه، با کار اولِ قوی و خلاق خودشان را معرفی می‌کنند، توقع از آنها بالا می‌رود و اجتناب‌ناپذیر است که با کار اول خودشان مقایسه نشوند.
فرق شما با بقیه اجراها، استفاده خلاقانه و جذاب از عروسک بود و همین عروسک‌ها آنها را متمایز می‌کرد.
در رومولوس، عروسک‌ها به شدت کمرنگ هستند و کارایی چندانی ندارند.
در جاهایی به شخصه دلم می‌خواست روی عروسک انگشتی رومولوس، مانوور بیشتری داده شود. نمی‌دانم شاید حتی ردیف‌های عقب، خیلی واضح او را ندیدند.
مَثلِث برای من بهترین اثر شما، تا این لحظه‌ است.
.
پ.ن: مرغ بزرگ روی صحنه، پتانسیل حضور پررنگ‌تری داشت.
.
خسته نباشید🌹

۱۷ مرداد ساعت ۰۰:۰۹
یک متن درخشان که حیف شده است.
MR.SHOGUN
چرا فکر می‌کنی حیف شده؟
دوست عزیزم سلام.
عذرخواهی می‌کنم بابت تاخیر در جواب دادن.
.
دقیقا به خاطر اینکه در سطحی‌ترین لایه ممکن این متن درخشان، به نمایش دراومده.
حقیقتش روزی که اجرا رو دیدم، وقتی به خونه برگشتم با یکی از دوستانم تا ۴ صبح ایده اجرایی می‌ذاشتیم روی این متن و باز می‌شد ایده‌های ... دیدن ادامه ›› بیشتری رو برای اجرا پیشنهاد داد.
اگر بخوام درموردش بگم خیلی خیلی خیلی طولانی میشه، کاش فرصتی بود که بشه عمقی که متن علی شمس داره رو توضیح بدم.
درهرصورت برای اجرا زحمت کشیده شده، اما میشد به جای سطح، به عمیق‌ترین لایه‌هاش بره تا بشه یکی از بهترین تئاترهای اجرا شده ایران در سالهای اخیر.
۲۷ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳۱ تیر ساعت ۲۱:۴۷
ما همیشه زخم‌هایی که خوردیم را مرور می‌‌کنیم، اما زخم‌هایی که زدیم چه؟!
گاهی خوب است به خودمان برگردیم.
🎭
شیراز، در جاده فسا، قناتی وجود دارد که وقتی لبه آن می‌ایستی آب زلالی را می‌بینی پر از ماهی‌هایی در سطح. آنقدر زلال که کف قنات معلوم است و تو می‌پنداری که نهایت یک متر عمق داشته باشد؛ کافیست سنگ کوچکی برداری و عمود داخل آب بیندازی. مدت زمانی طول می‌کشد تا آن سنگ به کف زمین برسد. در واقع آن قنات ۶ متر عمق دارد.
🎭
"خون‌بس" قصه خطی ندارد. پر است از نشانه و حرف، روابط انسانی، هویت، جسارت و قاب‌هایی شبیه به نقاشی.
"خون‌بس" زیبایی بصری‌ست با معنا در عمقی نادیدنی.
از آن دست اجراهاست که تلاشی برای فهمیدنش نباید بکنی. باید به زمان اجازه دهی بر تو بگذرد تا چیزی که دیدی را درک کنی.
🎭
از صبا برای صابر و گروهش:
بمانید و بسازید تا سالها، که کمیابید و ارزشمند.✨️
۰۵ خرداد ساعت ۰۰:۱۱
سقف‌ آرزوهای ما بلند بود، اما نه اونقدر که به رویاهایی دست‌نیافتنی تبدیل شوند.
کوتاهش کردیم، کوتاهش کردیم تا...
.
دمتون گرم که در این شرایط، چراغ تئاتر را روشن نگه می‌دارید.🎭🩵💫
.
رفقا، دیدن این اجرا رو بهتون پیشنهاد می‌کنم💥
۰۱ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۰۰
اگه یه کاری رو می‌خوای انجام بدی، انجام بده.
اگه یه حرفی رو باید بزنی، بزن.
ممکنه دیر بشه، حتی اگه فرصت دوباره بهت بدن.
.
من دیشب یه اجرای تمیز و درست دیدم.👏🏼
خسته نباشید.🌹🧡
۱۳ مرداد ۱۴۰۴ ساعت ۲۳:۰۹
من قاتل زمانم...!
.
.
.
این اجرا، نقض فیزیک است.
مگر می‌شود این اندازه از آمادگی جسمانی...!
واژه مناسب برای توصیف بازیگران ندارم.
طراحی صحنه و دکور بی‌نظیر.
موسیقی و نور درخشان.
متن و کارگردانی هم که نیازی به تعریف ندارد.

.
کیف کردم.
تا مدت‌ها کیفم کوک است.
تئاتر ... دیدن ادامه ›› شهر میزبان یک جادوست.
.
.
علی شمس، من خیلی خوشحالم که تو در تئاتر ایران حضور داری، و بابت احترامی که برای وقت و شعور مخاطبت قائلی ازت بی‌نهایت ممنونم.
سرت سلامت🩵🌹
۲۶ تیر ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۰۸
چه طراحی‌های فوق‌‌العاده‌ای؛
از طراحی نور و صحنه و حرکت تا طراحی عروسک‌ها.
و چه اسم خلاقانه‌ای برای اجرا.👌🏼
.
خسته‌ نباشید.
کیف کردم👏🏼
.
مشتاقم به کارهای آینده‌تان🌹
۲۷ فروردین ۱۴۰۴ ساعت ۲۳:۳۲
قربانگاه:

یک اجرا با جزئیات درست؛
بازی‌های یکدست و به اندازه،
طراحی صحنه کاربردی،
نور و صدای خوب،
متن ساده و جذاب،
و کارگردانی دقیق.

کیف کردم با اجراتون👏🏼
و خسته‌ نباشید به کل گروه🌹
۱۹ اسفند ۱۴۰۳ ساعت ۲۱:۰۱
سادگی و خلاقیت..‌.✨️
و تمام.
.
عجب شبی ساختید برام.
کیف کردم با اجراتون.👏🏼
.
خیلی زیاد خسته نباشید.
مشتاقم به دیدن اجراهای آینده‌تون.
.
دمتون گرم✨️🎭
۲۵ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۱۰:۱۲
🔴این یک سلیقه شخصی‌ست🔴

در تئاتر دلم می‌خواهد نقطه‌ای برایم گذاشته شود که فکرم را درگیر کند. گاهی تمام شدن اجراهایی در اوج، آن نقطه را برایم ... دیدن ادامه ›› می‌گذارند.
در اجرای خانه‌ وا‌ ده این نقطه می‌توانست در صحنه سیگار کشیدن گروهی گذاشته شود. برای من اجرا در آن صحنه تمام شد.

شلوغی صحنه آخر و شلیک پدر در تنهایی، قصه را از دستم درآورد.

برخلاف اجراهای دیگر محمد مساوات، خانه‌ وا ده صحنه مینیمال و ساده‌ای دارد.
نورپردازی حساب‌شده و بازی بازیگران قابل قبول است.

به من خوش گذشت.
خسته نباشید.✨️
۲۲ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۰۱:۰۳
وقتی کسی سر جای خودش نیست؛
وقتی خودت را مجبور می‌کنی که خودِ دیگری باشی و نقش‌ها جابه‌جا می‌شوند،
وقتی چیزی در خانواده مفقود می‌شود و خانواده ... دیدن ادامه ›› دیگر خانواده نیست،
وقتی چشم‌ها از حضور یکدیگر وحشت دارند و اعتماد می‌میرد،
و وقتی تنها راه زنده ماندن می‌شود "خودخوری"
فاجعه رخ می‌دهد.

کیف کردم...👌🏼

📌
*دلم می‌خواست پایان اجرا رورانس داشته باشد...
*دکور را در دور قبلی اجرا بیشتر دوست داشتم. درها و نرده‌های چوبی، کاغذ دیواری زیتونی، دیوارکوب‌های شمعی و قدیمی و...
۰۴ دی ۱۴۰۳ ساعت ۰۰:۲۷
من امشب این اجرا را دیدم و چیزی که می‌گویم یک نظر کاملا شخصی‌ست.
.
در مورد متن، به شخصه از کسی که نمایشنامه "بی‌پدر" را نوشته توقع بالاتری دارم.
انتخاب بازیگر عالی.
بازی‌ها جلوتر از متن حرکت می‌کنند.
اکت‌های به اندازه و درست.
کارگردان، کاری که باید را انجام داده و متن چیز بیشتری برای نشان دادن ندارد.
زمان‌بندی به اندازه.
اپیزود اول از دو تای دیگر برایم جذاب‌تر بود.
در کل اجرای جمع و جور و تمیزی دیدم.

خسته نباشید به گروه🎭🌹
۰۶ آذر ۱۴۰۳ ساعت ۲۳:۴۶
گروه اجرای انگلیسی بهتون تبریک می‌گم.
همه چیز در این اجرا به اندازه بود.
متن، کارگردانی، صحنه، نور، لباس، موسیقی، بازیِ تک به تک بازیگرها👏🏼
یک‌ساعت و نیم کیف کردم از دیدنتون.
خسته نباشید.
مشتاقانه منتظر کارهای جدیدتون هستم.
۱۴ آبان ۱۴۰۳ ساعت ۲۲:۰۸
طراحی صحنه، نور و موسیقی عالی بود.
بازی بازیگران به اندازه و درست، اما ستاره صحنه در این نمایش کاظم سیاحی بود به نظرم.
من امشب یک کمدی فانتزی جالب دیدم.
خسته نباشید👏🏼✨️
۲۶ مرداد ۱۴۰۳ ساعت ۲۱:۵۷
چند شب پیش این اجرا را دیدم و اینکه کارگردانی، امضای خودش را پیدا کند عالیست.
رسول کاهانی امضای خودش را پیدا کرده👏🏼

بازی‌‌های یکدست
طراحی صحنه خلاقانه
قصه روان
همه چیز به اندازه

قصه درگیرتان می‌کند
و با حال خاصی سالن را ترک می‌کنید.

خسته نباشید به گروه🌹✨️👏🏼🎭
۲۴ مرداد ۱۴۰۳ ساعت ۰۰:۳۵
بازی‌های یکدست
ریتم درست
قصه ساده و گیرا
بدون شلوغ بازی
کوتاه و همه چیز به اندازه

من کیف کردم با این اجرا👏🏼
خسته نباشید به همه‌تون که بدون ادعا کار می‌کنین و به شعور مخاطب احترام می‌ذارین.✨️🌹
۱۴ تیر ۱۴۰۳ ساعت ۲۱:۲۲
تو
می‌دونی رویا چیه؟
رویا میگه تو می‌تونی چی بشی، کی بشی...
رویا خودتی.
پس
تک‌تک شماها قهرمانین.
اینجا همه چی آزاده، می‌تونین از این لحظه فیلم بگیرین...

نه...
این‌جا هیچی آزاد نیست.


کیف کردم از دیدنتون. 👏🏼
خسته نباشید.

خاص برای مهشید که درخشید.✨️🎭
تو میدانی که رویا چیست؟
تویی در پشت پلک هایت
به امید رسیدن ها
به امید یکی لبخند
که هرگز او نزد بر ما
تو میدانی که رویا چیست؟
توان تیشه ی فرهاد
سکوت آتشین فریاد
به یاد سختی دوری
به امید رسیدن ها
به رغم تلخی شیرین
به سمت کندن کوه ها

۱۵ تیر ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۷ تیر ۱۴۰۳ ساعت ۰۲:۴۰
من این اجرا را امشب دیدم.
قصه‌ای از روابط بین انسان‌ها؛
روابط با هر عنوانی که به دوش می‌کشند.

آدمی هست در رابطه به هر عنوانی، که برای نرفتن فقط بهانه کوچکی می‌خواهد.
که شاید در طول آن رابطه خواسته‌هایش را دیکته نمی‌کرده تا بداند طرف مقابلش تا چه اندازه نیازهایش را بلد است، اما به وقت تصمیم برای رفتن حتی نیازش را به زبان می‌آورد بر خلاف میلش.
که طرف مقابل در وقت باید، می‌داند چه باید بگوید، یا چه کاری باید انجام دهد اما تعلل می‌کند، ... دیدن ادامه ›› به هر دلیلی.
که خاطرات شیرین را با هم مرور می‌کنند و اتفاقا هردو نقطه مشترکی را همزمان به یاد دارند.
گیاه نیاز به نور دارد اما 《من》 تصمیم می‌گیرم داخل خانه باشد چون دوست دارم، حتی اگر بمیرد...
《خودخواهی》

گاهی ماندن و ساختن محال است، مثل باریدن برف در تابستان؛
اما برف هم در تابستان ممکن است ببارد.

گاهی ریتم کند، نشانه ضعف قصه نیست. ریتم کند ملال‌آور است، خسته می‌کند، تکراری می‌شود.
ریتم نمایش "تابستان بود" می‌خواهد به تو نشان دهد سردی در رابطه را.
که ملالِ ماندن در عین‌حال تلاش برای ترمیم را.

خسته‌ نباشید به گروه اجرایی🌹



بهاره مکرم، امیر مسعود، حسین چیانی و هادی این را خواندند
نورآرش چارلی و محمود حسینی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ساعت ۲۰:۴۵
قانون هفتم:
قانون واسه اجرا شدن وضع شده.
باید بی‌کم و کاست اجرا بشه.
اگه نشد باید خودتو از بین ببری.
الآن دیگه وقتشه...


همه چیز به اندازه
نور، دکور، کارگردانی، بازی‌ها

با اینکه همچنان سیزیف رو بیشتر دوست دارم، با دیدن آلنده نازنین بهم خوش گذشت.

خسته نباشید به محمد برهمنی و تیم حرفه‌ای آلنده نازنین.🌹💙
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر