در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 00:21:01
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۱ ساعت پیش

و تو از فَرق تا قَدَم، "جانی... 🎈"

___________________________________

وجود هر که نِگه می‌کنم ز جان و جسد
مرکّب است و تو از فرق تا قدم جانی

سعدی، غزلیات، غزل شمارهٔ 616

___________________________________
Pexels.com📷

امیرمسعود فدائی و سپهر این را دوست دارند
امیرمسعود فدائی
به به🙏🏻🙏🏻🌹🌹❤️❤️
😊🎈🙏
۱۴ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱ ساعت پیش
سلام خانم لطفی، واقعا از شنیدن صدایتان و نیز بازی‌تان در نمایش مده‌آ لذت بردم. بدون شما و گروه موسیقی واقعا نمایش لطمه می‌خورد.
در صورت امکان بفرمایید قطعات اجرا شده چه نام داشتند و کار کی بودند.
پیروز باشید 🌺
۳ ساعت پیش
زخمی آمد مهر، تا درد را، کند تفسیر از نو
بیدار گشته، تا کابوس‌ها را، کند تعبیر از نو
با دل آبان تن‌ تکه، اشک ریخته، عهد بسته
تا خزان خونیست، بهاران را، کند تکفیر از نو

صمیم ع اسمعیلی
۴ ساعت پیش
ویهان فایتینگ ✊🏻✨️
۶ ساعت پیش
#پست موقت#
یه مطلبی رو دلم خواست روی دیوار خودم بنویسم.

من فقط «یک تماشاگر» هستم؛ کسی که از دیدن تیاتر لذت می‌بره.

دوران دانشجویی، وقتی با دوستانم تئاترهایی رو که خیلی مطرح می‌شدند می‌دیدیم، بیشتر از هر چیز، بازی بازیگران، فضای بصری و لذتی که از تماشای اون اثر می‌بردم، برام ... دیدن ادامه ›› اهمیت داشت.

اما حدود دو سال پیش، به توصیه دوستی، تئاتر دیدن برای من جدی‌تر شد. کم‌کم متوجه شدم چیزی که از یک نمایش با خودم به خانه می‌برم، فقط چیزی نیست که روی صحنه دیده‌ام. گاهی حسیه که در من باقی میمونه ، گاهی بخشی از یک تجربه زیسته که دوباره زنده می‌شه، گاهی دردی که بهش فکر نکرده بودم و ناگهان خودش رو نشون می‌ده.و شاید مهم‌تر از همه، فکرهایی که بعد از تمام شدن نمایش تازه شروع می‌شن؛ اینکه به چیزهایی فکر می‌کنم که قبل از دیدن اون اثر بهشون فکر نکرده بودم و گاهی احساس می‌کنم دریچه تازه‌ای از زندگی به روم باز شده؛ اینکه شاید جور دیگری هم می‌شه زیست.

همین شد که هفته‌ای یک یا دو بار تئاتر دیدن، کم‌کم شد بخشی از زندگی من. بعضی کارگردان‌ها، بعضی بازیگران و بعضی جنس روایت‌ها هم به مرور تبدیل شدند به بخشی از سلیقه شخصی من.

در این مدت، چیزی که درباره تئاتر یاد گرفتم اینه که «تماشاگر بودن» هم می‌تونه یک تجربه کاملاً شخصی باشه. من نه منتقدم، نه ادعای تخصص در هنر و ادبیات و تئاتر دارم. چیزهایی که در صفحه‌ام مینویسم، برداشت و حسیه که یک تماشاگر از یک اثر گرفته؛ نه بیشتر و نه کمتر.

این روزها هم چند نمایش با الهام از داستان‌ها و اسطوره‌های شاهنامه و ادبیات کهن ایران، مثل «پسران فریدون»، «سیاوش» و «آرش»، «کورش» روی صحنه هستند. من هم بر اساس سلیقه و تجربه شخصی خودم به تماشای آن‌ها رفتم و برداشت خودم رو نوشتم.

طبیعیه که ممکنه کسی با این آثار ارتباط نگیره، نقدشون کنه یا حتی ترجیح بده اون‌ها رو نبینه. من برای این انتخاب کاملاً احترام قائلم. همون‌طور که انتظار دارم انتخاب من برای دیدن و لذت بردن از یک اثر، حتی اگر از نظر دیگران انتخاب قابل دفاعی نباشه، محترم شمرده بشه.

قرار نیست همه ما یک اثر رو یکسان ببینیم، یکسان بفهمیم یا ازش یک چیز بگیریم. شاید یکی از جذابیت‌های هنر، همین تفاوت نگاه‌هاست.

من همچنان فقط یک تماشاگرم؛
یک تماشاگر که تئاتر دیدن حال دلش رو خوب می‌کنه، گاهی به فکرش می‌ندازه و گاهی دریچه‌ای تازه به رویش باز می‌کنه.

همین و بس
.
۷ ساعت پیش
پنجشنبه و جمعه ۲۵۷
پر شد !!!!
سانس جدید اجرا ساعت ۱۸:۰۰
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۸ ساعت پیش
یه موقع‌ها یهو یکی دو نفر پیدا میشن سر یه موضوعی یا یه ماجرایی خیلی شدید و تند و پرخاش‌گر بحث و گفتگو و مجادله می‌کنن، بعد هم میرن و محو میشن انگاری که اصلاً نبودن!! اینم جالبه... برای خود من ده بار پیش اومده😅😅😅 بعد مثلاً به مثل منی که ده یازده ساله کف تیوال خوابیدم و بیدار شدم میگه تو پروژه گرفتی این حرف رو بزنی😂😂😂
داداش، آبجی، چهار تا تئاتر دیگه هم ببین آخه😊😊😊
این صحبتها همیشه بوده توجه نکنید!
۷ ساعت پیش
کف تیوال خوابیدم 😂😂😂
۳ ساعت پیش
پنجشنبه گذشته مون واک رو با هم تو سالن دیدیم متاسفانه چهره شما رو نمی‌شناختم بیام یه سلام علیکی با هم بکنیم ببینم آدمی که چند هزار تا تئاتر دیده از نزدیک چه شکلیه 😂😂😂
۳۳ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۹ ساعت پیش
به میزبانی تالار مشاهیر تئاترشهر برگزار می شود ؛
رونمایی از تازه ترین آثار تالیفی و ترجمه ناصرآقایی در سیزدهمین رویداد «جمعه های تئاترشهر»

سیزدهمین رویداد «جمعه های تئاترشهر» به رونمایی از یک کتاب جدید در حوزه بازخوانی تاریخ تئاتر و دو نمایشنامه از آوگوست استریندبرگ با تالیف و ترجمه ناصرآقایی مدرس، مترجم، بازیگرو کارگردان تئاتر اختصاص پیدا کرده است.

به گزارش روابط عمومی مجموعه تئاترشهر، کتاب «صد سال تئاتر بیگانه درایران» به نویسندگی ناصر آقایی و نمایشنامه های «سونات ارواح» و «کلیدهای بهشت» نوشته آوگوست استریندبرگ و ترجمه ناصر آقایی که توسط نشر «آماره» منتشر شده اند ، روز جمعه سوم مهرماه در قالب سیزدهمین رویداد «جمعه های تئاترشهر» به میزبانی تالار مشاهیر مجموعه تئاترشهر رونمایی ... دیدن ادامه ›› می شوند.

شهرام زرگر مدرس، مترجم و پژوهشگر تئاتر، منوچهر اکبرلو مدرس، منتقد و پژوهشگرتئاتر و هومن بنائی پژوهشگر، منتقد و روزنامه نگار هنرمندانی هستند که در این ویژه برنامه به معرفی ، تحلیل و بررسی ابعاد مختلف آثار یاد و جایگاه آنها در تاریخ درام خواهند پرداخت.

کتاب «صدسال تئاتربیگانه در ایران» اثری پژوهشی در حوزه بررسی سیر تحول تئاترغیربومی در فضای فرهنگی ایران بوده که در راستای اهداف فرهنگی مجموعه «آماره» برای بازخوانی تاریخ تئاتر با تالیف ناصر آقایی پیش روی مخاطبان قرار گرفته است.

نمایشنامه های «سونات ارواح» و «کلیدهای بهشت» هم عنوان دو اثر مشهور و شاخص آوگوست استریندبرگ نمایشنامه نویس سوئدی و از بنیانگذاران تئاتر مدرن است که اخیرا توسط ناصر آقایی ترجمه شده و قرار است در این ویژه برنامه رونمایی شوند.

سیزدهمین ویژه برنامه «جمعه های تئاترشهر» ساعت 17 روز جمعه 3 مهر 1405 با همراهی نشر «آماره» در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار و ورود برای علاقه مندان و مخاطبان آزاد است.

ویژه برنامه «جمعه های تئاترشهر» از جمله رویدادهای جنبی مجموعه تئاترشهر است که طی آن برنامه هایی چون «اکران فیلم تئاترهای موفق به صحنه رفته در تئاترشهر»، «اکران آثار سینمایی مستند مرتبط با حوزه تئاتر»، «رونمایی از کتاب های تخصصی حوزه تئاتر»، «نشست های پژوهشی و تخصصی حوزه هنرهای نمایشی»، «مراسم نکوداشت چهره های شاخص عرصه تئاتر در ادوار مختلف»، «کارگاه های آموزشی» ، «جلسات نمایشنامه خوانی» و برنامه های متنوع دیگر پیش روی مخاطبان قرار خواهد گرفت.
۱۱ ساعت پیش
یک حس غریب و عجیبی به من دست می‌ده وقتی می‌بینم که نمایش‌های بی‌ارزش و سطحی با این استقبال پرشور مخاطب مواجه شده‌اند ولی مثلا نمایشی که اکبر زنجانپور به صحنه برده اینقدر کم‌استقبال بوده که مجبور شدند روی قیمت معمولی بلیت هم تخفیف بذارند. چقدر عجیبه که مردم دوست دارند برای مثلا نمایشی که یک رپ‌خوان درجه دو سه در آن هست از یکی دو ماه قبل پول بدهند ولی برای نمایشی که اکبر زنجانپور با آن سابقه تئاتری روی صحنه برده یک پنجم آن پول را ندهند.
از نظر من تئاتر همچنان کم‌مخاطب است. مخاطبی که به دیدن این نمایش‌های سیرک‌محور می‌رود مخاطب تئاتر نیست؛ یک قشر سطحی جامعه است که دنبال عکس و فیلم و اینستاگرام است. و الا تئاتر جدی هنوز هم طرفدار ندارد.
همه دنبال عکس گرفتن با سلبریتی و ضبط ویدئو برای تولید محتوای اینستاگرامشان هستند. در کلیپ اینستاگرامی خانومی بعد از دیدن یک نمایش می‌گفت "بهترین تئاتر عمرم بود. اینقدر خوب بود که تماشاگرها بعد از تموم شدنش ایستاده براش دست زدند." یعنی این بنده خدا انگار تا حالا هیچ نمایشی ندیده بود که بدونه بعد از همه نمایشها این اتفاق می‌افته. یک نفر دیگه می‌گفت "فکر نکنم بشه با بازیگرها عکس گرفت. چون روی بلیت نوشته عکسبرداری و فیلمبرداری ممنوع است." خلاصه مخاطب آن تئاترها همین افراد هستند که صرفاً دنبال سرگرمی هستند.
اینها به‌خودی‌خود هیچ ایرادی ندارد. ولی کم‌استقبال بودن تئاتر جدی غمگینم می‌کند. چون محکوم به حذف می‌شود.
آقا جسارتاً دربارهٔ کلیت حرفتون صد درصد موافقم، ولی دربارهٔ مثالی که زدید باید عرض کنم با توجه به تجربهٔ قبلی خودم از نمایش اکتینگ و تعداد زیادی از نوشته‌های دوستان که این اجرای جدید رو دیدن، شاید بهتر بود یک اجرای دیگه رو مثال می‌زدید. اجرا فارغ از صرف دیدن اون بزرگوار روی صحنه چیز دیگری هم به عنوان آورده باید برای منِ مخاطب نسبتاً جدی تئاتر داشته باشه دیگه. اکتینگ هم برای من این‌جوری بود که یه نمایش بسیار بد بود فقط با تجربهٔ دیدن استاد روی صحنه. البته احترام اون بزرگوار محفوظه و جاش روی سر ماست.
۱۰ ساعت پیش
امیرمسعود فدائی
آقا جسارتاً دربارهٔ کلیت حرفتون صد درصد موافقم، ولی دربارهٔ مثالی که زدید باید عرض کنم با توجه به تجربهٔ قبلی خودم از نمایش اکتینگ و تعداد زیادی از نوشته‌های دوستان که این اجرای جدید رو دیدن، ...
حرف شما هم کاملاً درسته. من هم موافق هستم که نمایش خودش هم باید ارزش دیدن داشته باشه و فقط صرفاً حضور یک نام بر روی صحنه کافی نیست. من این نمایش رو دیدم از نظر من نمایشی نیست که حتی ارزش یک بار دیدن را نداشته باشد. حتما ارزش دیدن دارد. بله مهیج نیست. عالی هم نیست. ولی به نظر نمایشنامه‌ی این نمایش همینطور است. نمایشنامه‌ای بدون اتفاق. ولی بازیگری بازیگران خوب هست. حس و حال نمایش هم حداقل برای من خوب بود.
ولی در کل من منظورم فقط این نمایش نیست. تعجبم از این همه اختلاف در استقبال از کارها بود. صرفاً تئاترهای تجاری روی دور هستند. نگرانی من این است که با عدم استقبال از این نمایشهای کوچک، اینطور نمایشها حذف شوند و عملاً راه برای اجرای تئاترهای تجاری با بلیتهای گرانقیمت در همه سالنها باز شود. یعنی نمایشهای اسپیناس پالاس و باشگاه انقلاب شیوع پیدا کنند در تئاتر شهر و ایرانشهر و تالار وحدت. که البته تا حدودی هم اتفاق افتاده. آن‌وقت «دست ما کوتاه و خرما بر نخیل» می‌شود.
۱۰ ساعت پیش
مسعود آبایی
حرف شما هم کاملاً درسته. من هم موافق هستم که نمایش خودش هم باید ارزش دیدن داشته باشه و فقط صرفاً حضور یک نام بر روی صحنه کافی نیست. من این نمایش رو دیدم از نظر من نمایشی نیست که حتی ارزش یک بار ...
از شادروان فرهاد مهراد عزیز و بزرگ پرسیدن وظیفهٔ شما به عنوان یک خواننده، یک هنرمند چیه به نظر خودتون؟
گفت جامعه اساساً میل به ابتذال داره، وظیفهٔ من اینه که کاری تولید کنم که سلیقهٔ مخاطب ارتقا پیدا کنه.
-نقل به مضمون-
به هر حال شوربختانه این آفت تجاری شدن هنرهای اصیله... و بازم میگم صد درصد حق با شماست😔😔😔
۹ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۴ ساعت پیش
بحران اندیشه و افاده
تهیه کننده : رضا مهدوی کلو
کارگردان : مریم شفائی زاده
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۶ ساعت پیش
به دیدنت می آیم

از زبان دومینیک مورن

در مورد آینه چیزی به من گفته بودی.
کاش به خاطر می آوردم.
اما حالا فقط می توانم تو را تصور کنم که مانند روحی از هم گسیخته بر زمین رها شده ای، با پشتی خمیده و چشمانی که به سختی بالا می آیند، و خودت را در آن ... دیدن ادامه ›› نگاه می کنی.
تو در مورد آینه چیزی به من گفته بودی.
اما من نمی توانم به خاطر بیاورم.

آیا این فقط افسوسیست که می خورم، به خاطر تمام لحظاتی که خودم را از تو دور نگه داشتم؟
سرورم، سابیس.
تو که از خونم نوشیدی و قیرخونت را در من ریختی و مرا با شب پیوند دادی.

من فرزند محبوبت نیستم‌. آن مالخازار است. با این حال می توانم شوقی زخم گونه داشته باشم از اینکه می دانم به من فکر می کنی. که من هم بخشی از گناهانت هستم.

وقتی به تو فکر می کنم، خاکستر می بینم.
اما حالا دیگر درباره ی رنج خودم نیست. درباره ی توست. قیراشک هایی که بر گونه هایت سرازیر می شوند.

سرورم،
من و تو به هم شبیه هستیم.
برای ما فقط دردهای دیگران باید مهم باشد. برای من شاه گابریل و گادفری و برای تو تمام آنان دیگر.
و می دانم که وجدان تو درد می کشد از اینکه بر گور ناوجود داشته ی قلب سیاه سوگوار است.

اما من حالا کمی آرامش دارم. چون دارم به تو فکر می کنم.
می دانی، من تصور می کردم نمی خواهم تو در ذهنم باشی، چون خط واصل زندگی سیاه انسانی ام و دوده های حیات خون آشامی ام هستی. نمی خواستم به یاد بیاورم که یک درد چگونه به یک درد دیگر وصل شد‌.
اما حالا دارم می فهمم که موضوع چیز دیگری بوده. من می خواستم تاوان بدهم. با وقف کردن خودم در راه شاه گابریل. من آب آهن دست او می دهم. او را در آب آهن غوطه می دهم. او را با آن یکی می کنم.
این یک گناه است یا مسیری برای رستگاری؟
در افکارم تو دستم را می گیری و می فشاری و می گویی باید چون شود.

سرورم، سابیس،
من چشمان خاکستری روشن تو از پس پلک های همیشه سوگوارت را می بینم و آن لبخند غم آلودت را و حس می کنم تو کلیدی هستی که مه را باز می کند و مرا به مکانی هل می دهد که بالاخره می توانم در آن رها شوم. که بی حصار خشمگین شوم از آنچه بودم و از آنچه هستم.

سرورم،
رنج تو راه بازگشت به سویت را به من نشان داده.
من به دیدنت می آیم.
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۹ ساعت پیش

کاز، اول تو خیابون‌های نیویورک گرافیتی می‌کشید و بعد شروع کرد به دستکاری تبلیغات ایستگاه‌های اتوبوس؛ یعنی می‌رفت روی پوسترهای تبلیغاتی چهره‌های معروف، شخصیت‌های خودش رو می‌کشید.
همین کار ساده باعث شد کم‌کم اسمش پخش بشه.
بعدها اومد همون شخصیت‌ها رو به شکل مجسمه و فیگور درآورد.
ولی نکته اینجاست که این فیگورها با اینکه ظاهر کارتونی دارن، اصلن تو دسته ی اسباب‌بازی نمی‌گنجن. چرا؟ چون کاز داره با زبانی حرف می‌زنه که هم بچه‌فهمه هم بزرگسال‌فهم. چشم‌های ضربدری، سرهای جمجمه‌ای، بدن‌های خمیده و دست‌هایی که گاهی روی صورتشونه، همه‌ش داره یه حس تنهایی، خجالت، مرگ یا گاهی اعتراض رو منتقل می‌کنه.
تو نگاه اول می‌خندی، ولی چند ثانیه بعد یه جور غم عجیب میاد سراغت. همین دوگانگیه که کارش رو ... دیدن ادامه ›› «هنر» می‌کنه.

از طرف دیگه، کاز یه کاری کرده که خیلی از هنرمندهای معاصر نمی‌تونن بکنن؛ مرز بین هنر والا و فرهنگ عامه رو برداشته. یعنی هم تو موزه‌های معتبری مثل بروکلین و موما و آلبرتینا و... نمایش داشته، هم با نایک و دیور و یونیکلو همکاری کرده. این یعنی همون چیزی که اندی وارهولِ بزرگ شروع کرد، کاز به شکل امروزی‌ترش داره ادامه می‌ده.
قیمت مجسمه‌هاش تو حراجی‌ها میلیون دلاریه، پس خریدش یه سرمایه‌گذاری فوق‌العاده هم هست.
ضمن اینکه اگر تو خونه‌ت اثری از کاز نداشته باشی، به این معناست که خیلی از هنر پرتی. واسه همینه که برای آثارش سر و دست می‌شکنن.

خوشحالم که قشر ممتاز ایرانی هم داره وارد این بازار می‌شه و بارها دیدم که خرید استاف‌ها با هیجان در گالری‌های داخلی و فروشگاه‌ها اتفاق می‌افته.
هرچند هنوز خیلی راه مونده تا قشرهایی از جامعه ی ایرانی که از نظر سواد فرهنگی و هنری در سطح متوسط و پایین قرار دارن، بتونن با هنر معاصر و چیستی و چرایی‌ش کنار بیان. منظورم از «قشر متوسط و پایین» اینجا سطح سواد فرهنگی و هنریه، نه طبقه ی اجتماعی یا سطح درآمد و تحصیلات؛ چون کم نیستن آدم‌هایی که تحصیلات و درآمد و رتبه ی اجتماعی بالا دارن، اما از نظر سواد فرهنگی و هنری مطلقن بی‌سواد و متحجرن.
مشکل اینجاست که اساسن در این اقشار اراده‌ای برای شناخت هنر معاصر وجود نداره و این بی‌ارادگی خودش دلایل مختلفی داره که هر کدوم فرصت تحلیل خاص خودش رو می‌طلبه.



پ.ن :
حالا شاید این سؤال پیش بیاد که اصلن چرا این نوع آثار هنر به حساب میان؟ جوابش تو خود ساختار دنیاى هنر امروزه. از یه طرف نهادهاى هنرى ( موزه‌ها، گالری‌ها، حراجى‌ها و منتقدا ) همین آثار رو به عنوان هنر پذیرفتن و تو همون فضاهایى نمایش میدن که کارهاى هنرمندهاى کلاسیک نمایش داده میشد.
این یعنى نظریه ی نهادى هنر . یعنی وقتى نهاد معتبرى یه اثر رو هنر بشناسه، اون اثر هنر میشه. از طرف دیگه، خود منطق بازار هم این رو تقویت کرده؛ وقتى یه مجسمه ی کاز یا یه بالن داگِ جف کونز یا گلهای موراکامی میلیون‌ها دلار فروش میره، دیگه بحث بر سر «آیا این هنره؟» عملن جاى خودش رو به «این هنر چه‌کارى با مخاطبش می‌کنه؟» داده.
به قول خودِ حضرت کونز : بیایید دور نزنیم و از همون اول کالا تولید کنیم :)
نکته ی مهم دیگه اینه که این هنرمندها با تکنیک‌هاى هنر والا ( مجسمه‌سازى حرفه‌اى، نقاشى اکریلیک، چاپ و... )
دارن محتواى فرهنگ عامه رو پردازش می‌کنن. درست همون کارى که وارهول با قوطى سوپ کمبل کرد. با این تفاوت که کاز و کونز و موراکامی یه قدم جلوتر رفتن و از همون ابتدا مرز هنر و کالا رو عمدن خراب کردن.
یعنى نمیشه گفت کارشون «فقط تجاریه»؛ چون همون تجارى بودن رو دارن به عنوان موضوع و ماده ی کارشون استفاده می‌کنن.
کاز با فیگورهایى که تو دسته ی اسباب‌بازى جا نمیگیرن ( ولى با همون زبان اسباب‌بازى حرف میزنن ) داره دقیقن همین دوگانگى رو بازى می‌کنه:
محصولِ فرهنگ مصرفى، با یه لایه ی عمیقى از تنهایى و اضطراب.
پس اینکه «چرا هنره؟» جوابش نه فقط تو زیبایى اثر، بلکه تو سه چیزه: پذیرش نهادى، پیچیدگى مفهومى، و توانایى بیان یه تجربه ی انسانى با زبانى که همه می‌فهمن.
همین :)


۲۳ ساعت پیش
زادروزت خجسته
خسرو آواز ایران
۲۳ ساعت پیش
مدل رفاقت این دوتا رو هیچ جا ی دیگه نمیتونین پیدا کنین


Papillon 1973

2سال پیش این فیلم رو دیدم و به پیشنهاد کسی.(انتخاب خودم نبود ولی مهم بود که ببینم)
میدونم که در دنیا خیلی طرفدار داره ولی خوب روحیات خاصی هم می طلبه که من فقط اندازه 1بار دیدنش داشتم 🙃

صحنه ای که توی زندان " از گرسنگی حشره میخورد و داشت دیوونه میشد" ولی باز هم لو نداد، از ذهن من پاک نشد که نشد...

زمانش هم طولانیه و از طرفی مناسب خوراکی خوردنم نیست. ولی می ارزه به یکبار دیدنش. یه چیزایی داره که فیلمای الآن ندارن.
🎈
۲ روز پیش، سه‌شنبه ساعت ۱۵:۲۶
دلارام عزیزم با یه روح پاک و زیبا دیشب یکی از شبای زیبای زندگی من بود
مرسی ازت هنرمند
بدرخشی همیشه💕💫
۲ روز پیش، سه‌شنبه ساعت ۱۰:۲۲
پارسال، سالِ مکبث های جور و واجور بود! امسال هم گویا قراره گروه ها مده آ رو زخمی کنن :)))
۲ روز پیش، سه‌شنبه ساعت ۰۹:۲۸
تجربه ای کاملا متفاوت که حالتو خوب می‌کنه
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲ روز پیش، سه‌شنبه ساعت ۰۷:۳۹
با سلام و خسته نباشید
اسم بنده در نمایش واگن ۱۵۰ به کارگردانی آرمین خراطی رد نشده
است لطفا مساعدت بفرمایید

باتشکر
سامان کرمی
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲ روز پیش، سه‌شنبه ساعت ۰۱:۵۴
AliAslankosh
Age: 02march 1993
۳ روز پیش، دوشنبه ساعت ۲۳:۰۱
نظر احمدرضا حجار زاده (فیلمنامه نویس، کارگردان، منتقد سینما،تئاتر و ادبیات) درباره تئاتر هیرکانیا؛ سفر از دره گمشده

theater.ir/ci/200144
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید