در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 02:45:49
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
🎈
امیرمسعود فدائی و محمد فروزنده این را خواندند
نوید عسکری فراهانی و بامداد این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
⁨🔺ثبت‌نام در این دوره پس از شرکت در تست حضوری و ارزیابی اولیه انجام خواهد شد.

⚠️ ظرفیت دوره محدود است.

در این دوره جامع ۶ ماهه، هنرجویان طی سه ماه نخست زیر نظر اساتید مجرب، اصول و مهارت‌های پایه بازیگری شامل تربیت حس ،بیان، بدن و حضور در صحنه را به‌صورت تخصصی آموزش می‌بینند.🎬

پس از پایان این مرحله، آزمون میان‌دوره برگزار خواهد شد و هنرجویانی که موفق به کسب نمره قبولی شوند، وارد سه ماه دوم خواهند شد؛ مرحله‌ای که در آن، آموزش به فضای عملی منتقل شده و هنرجویان در کنار تیم کارگردانی، فرآیند حرفه‌ای تولید را تجربه کرده و آموخته‌های خود را در پروژه‌های اجرایی به ... دیدن ادامه ›› کار خواهند گرفت.🎭

در پایان دوره، هنرجویان برگزیده به پروژه‌های تولیدی مجموعه فارو معرفی و مسیر ورود آن‌ها به فعالیت حرفه‌ای هموار خواهد شد.

📅 مدت دوره: ۶ ماه
🎭 سه ماه آموزش تخصصی با اساتید
📝 آزمون میان‌دوره پس از سه ماه نخست
🎬 سه ماه آموزش عملی در کنار تیم کارگردانی
📍 محل برگزاری: تهران
📞 شماره تماس: ۰۹۱۹۹۲۳۶۱۵۴
🔹 آیدی تلگرام: Farofilmproduction

برای دریافت اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام، از طریق شماره تماس یا آیدی تلگرام درج‌شده در پوستر با ما در ارتباط باشید.

بازیگر شدن، یک آرزو نیست؛ مسیری است که باید آن را حرفه‌ای آغاز کرد💫
----------------
#فراخوان #فراخوان_هنری #فراخوان_بازیگری #تئاتر #سینما⁩
درود آقای اولیایی.... اگر نمایشنامه اورجینالی در نظر دارید و نیاز به ترجمه از زبان انگلیسی و یا بازنویسی دارد تا به امید خدا به مرحله اجرا برسد خوشحال میشم همکاری بی مزد و منت داشته باشم.
حسام?09031840464 و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درود آقای فیروزی.... اگر نمایشنامه اورجینالی در نظر دارید و نیاز به ترجمه از زبان انگلیسی و یا بازنویسی دارد تا به امید خدا به مرحله اجرا برسد خوشحال میشم همکاری بی مزد و منت داشته باشم.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

«مدیر بدون اختیار، سرایدار است»؛ اعتراض تند حمیدرضا نعیمی به مدیریت تئاتر

حمیدرضا نعیمی با نگارش یادداشتی به استعفای کورش سلیمانی از ریاست مجموعه تئاتر شهر واکنش نشان داد و با انتقاد از ضعف سیاست‌های فرهنگی تصریح کرد که مدیر بدون اختیار و بودجه، یک سرایدار است.


متن این یادداشت به ... دیدن ادامه ›› شرح زیر است:

«آن مرد آمد. آن مرد در باران آمد ...



کورش سلیمانی هنرمندِ ارزنده تئاتر هم آمد و رفت. قطعاً عکسِ ایشان نیز در کنارِ عکسِ دیگر مدیرانِ پیشین در اتاقِ مدیریتِ تئاتر شهرِ تهران نصب خواهد شد و تاریخ هم نخواهد فهمید که دستاوردِ این عزیز هم‌چون ۹۰ درصد مدیرانِ پیشینِ تئاترشهر چه بوده است.

آقایان و حضراتِ تصمیم‌گیرنده و مدیر (از وزیر تا وکیل) این چه وضع مدیریتِ فرهنگی و هنری تئاترِ این مملکت است؟ ... البته که شما خوب ما را شناخته‌اید، می‌دانید از سنگ صدا در می‌آید و از جماعتِ تئاتری نه! پس چرا باید برای یک عده الکی‌خوش وقت گذاشت، برنامه‌ریزی و هزینه کرد؟ به آنها برای تولید تئاتر نه تنها پول نمی‌دهید که پول هم می‌گیرید! سانسورشان می‌کنید! همین که هماهنگ می‌کنید اجسادشان در قطعه هنرمندان دفن شود و روی زمین نماند کافی است. تئاتر، مدیر و مدیریت می‌خواهد برای چه؟ این که مدیران و سرپرستانِ سه‌ماهه و شش‌ماهه و یک‌ساله بیایند و بروند، یک سیاستِ راهبردی و هوشمندانه است تا مدیر بعد از رفتن بهانه داشته باشد و بگوید من مدیر موقت بودم، فرصتی برای اجرای ایده‌هایم نداشتم و ...

آقایان، مدیرِ بدونِ اختیارات که مدیر نیست، سرایدار است. وقتی امنیت و آزادی عمل و حمایت و بودجه‌ای برای پیشبردِ اهداف و کار وجود نداشته باشد، جز سرایداری چه انتظاری باید از مدیریتِ یک مجموعه فرهنگی یا اداره کل داشت؟ جهت تنویرِ افکارِ عمومی عرض می‌کنم که در یک سالِ اخیر شخصاً چهار بار به دیدنِ آقای کورش سلیمانی رفتم که پس از دوسال، اجازه اجرا در تئاتر شهر را داشته باشم. فرمودند تا یک‌سال همه زمان‌ها برای اجرا پر شده است و از عزیزانی هم نام‌ بردند که اجرا خواهند داشت. عرض کردم برای سال بعد چه؟ گفتند هیچ قولی نمی‌توانم بدهم اما قطعاً شما جزو اولویت‌ها می‌توانید باشید. عرض کردم در جایی یادداشت کنید تا اگر شما در جایگاهِ مدیریت تشریف نداشتید با مدیرِ بعدی از یک سال مذاکره‌ای که با شما داشته‌ام با سندِ مکتوب صحبت کنم. فرمودند یادداشت هم نمی‌توانم انجام دهم که حمل بر مسئولیت برای مدیریت آینده نباشد که برنامه من را ادامه دهد. (به زعم آقای سلیمانی این احترام به مدیریت آینده بود.) و اکنون من و همکارانِ عزیزِ دیگر مانده‌ایم با مدیریت جدیدی که نمی‌دانیم چه کسی هستند از کجا بحث را شروع کرده و پیش ببریم؟ حال یکی از شما بزرگان بفرمایید با یک سال حرف زدن و مذاکره شفاهی با مدیر محترم انجمن‌ هنرهای نمایشی آقای دکتر سعید اسدی و مدیریت گرانقدر تئاتر شهر آقای کورش سلیمانی که بر روی هوا نوشته شده چه باید کرد؟ شما مدیرانِ برتر بفرمایید ما در این سرزمین چگونه باید برنامه‌ریزی کنیم و با منصوبان‌تان حرف بزنیم؟ ما تا کی قرار است چوب مدیریت‌های یک شبه و دو شبه انتصابی‌تان را بخوریم؟ آیا این وضعیت مایه افتخار و مباهات شماست یا ضعف و ناکارآمدی در کارنامه‌ مدیریتی‌تان؟

هنرمندانِ تئاتر در برابرِ پدیده‌هایی چون جنگ، شیوع بیماری‌های فراگیر، اوضاع بد اقتصادی، تعطیلی‌های بی‌پایان، آسیب‌پذیرترین قشرِ فرهنگی این سرزمین هستند، اما با گذشتن از جان و عمر و مالِ خویش در تمامِ این سال‌ها پایمردی کرده و نگذاشته‌اند روحِ دیالوگ و اندیشه در سالن‌های نمایش بمیرد و خاموش بماند، این وضعیتِ مدیریت دیگر از سرِ اشتباه نمی‌تواند باشد ... شما بگویید تا کجا قرار است پیش بروید؟

از این اوضاع خسته شده‌ایم ...

ای‌کاش ...

واژه‌ها ...

بیهوده ...

اتلافِ عمر ...

میانسالی ...

پیری ...

و همچنان خوش‌باور و امیدوار ...»
عَزان
🌱
H.M.kiani2 این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من با افتخار در تئاتر جومانجی حضور داشتم
حسام?09031840464 این را خواند
بامداد و صبا صالحیان این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سُوزد و گِرید و اَفروزد و خاموش شود

هر که چون شمع بخندد به شب تار کسی

بی گمان دست در آغوش نگارش ببرند

آنکه یک بوسه ستاند ز لب یار کسی💔
مهرناز خلیلی و ویگن اوانسیان این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درود
در روزگاری که گفت‌وگو میان انسان‌ها اغلب به بن‌بست می‌رسد، نمایش The Sure Thing اثر دیوید ایوز، با سادگی ظاهری و پیچیدگی درونی‌اش، یادآور لحظه‌ای است که «کلمه» می‌تواند جهان را دوباره آغاز کند. این اثر برای من نه صرفاً یک کمدی کوتاه، بلکه تمرینی فلسفی درباره انتخاب، تکرار، و امکان دوباره گفتن است. ایوز، نویسنده‌ای است که زبان را به میدان بازی تبدیل می‌کند. در The Sure Thing، هر زنگ روی میز، فرصتی تازه برای بازنویسی سرنوشت است. این نمایش، در ظاهر گفت‌وگویی ساده میان دو انسان است، اما در عمق خود، پرسشی درباره ماهیت زمان و آزادی مطرح می‌کند. در مواجهه با این متن، من به عنوان کارگردان، تلاش کرده‌ام ریتم درونی زبان را به تصویر تبدیل کنم؛ جایی که هر جمله، هر مکث، و هر زنگ، نه فقط بخشی از دیالوگ، بلکه ضربان قلب نمایش است. صحنه ما در شهریور، یک کافه مینیمال است؛ دو صندلی، یک میز، و زنگی که جهان را تغییر می‌دهد. نور، از سرد به گرم حرکت می‌کند، همان‌گونه که گفت‌وگو از تردید به یقین می‌رسد. در طراحی میزانسن، هر تکرار نه بازگشت، بلکه تغییر زاویه نگاه است. بازیگران در هر زنگ، اندکی متفاوت می‌نشینند، اندکی متفاوت نفس می‌کشند، تا مخاطب حس کند جهان در حال بازنویسی است. بت و بیل، دو انسان معمولی‌اند که در گفت‌وگویی ظاهراً روزمره، به فلسفه انتخاب می‌رسند. در اجرای من، این دو شخصیت نه تیپ، بلکه دو قطب از ذهن انسان‌اند یکی میل به ثبات، دیگری عطش تجربه. در تمرین‌ها، از بازیگران خواسته‌ام هر تکرار را با حافظه تازه‌ای بازی کنند؛ گویی هیچ‌کدام از نسخه‌های قبلی وجود نداشته‌اند. این رویکرد، به بازی‌ها کیفیتی زنده و غیرقابل پیش‌بینی می‌دهد. در زیر طنز و ریتم سریع دیالوگ‌ها، پرسشی جدی نهفته است: آیا انسان می‌تواند با تکرار، به حقیقت برسد؟ زنگ روی میز، استعاره‌ای از لحظه بازنشانی جهان است از فرصت دوباره برای گفتن «بله» یا «نه». در این اجرا، تلاش کرده‌ام این مفهوم را با نور، سکوت، و فاصله فیزیکی بازیگران برجسته کنم؛ تا مخاطب حس کند هر انتخاب، جهانی تازه می‌سازد. من این اثر را نه برای نمایش مهارت، بلکه برای تجربه گفت‌وگو ساخته‌ام. در جهانی پر از صدا، شاید سکوت میان دو جمله، همان جایی باشد که تئاتر زنده می‌شود. امید دارم اجرای مرداد و شهریور، ... دیدن ادامه ›› فرصتی باشد برای گفت‌وگو میان ما و مخاطبان، نه درباره درست یا غلط، بلکه درباره امکان دوباره گفتن. The Sure Thing برای من تمرینی است در فروتنی زبان و جسارت انتخاب. هر زنگ، یادآور این است که هیچ گفت‌وگویی تمام نمی‌شود، مگر آنکه ما بخواهیم دوباره آغازش کنیم.
امیرحسین محامد، حسام?09031840464 و Heliya این را خواندند
جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیوید ایوز یکی از مهم‌ترین نمایشنامه‌نویسان معاصر آمریکا است؛ نویسنده‌ای که زبان را به یک بازی فلسفی، طنزآلود و دقیق تبدیل کرد. آثار او
از All in the Timing تا Venus in Fur
در جهان تئاتر به‌عنوان نمونه‌های درخشان «کمدی اندیشه» شناخته می‌شوند. او زنده است و همچنان در نیویورک فعالیت می‌کند؛ اما میراث هنری‌اش چنان گسترده است که بسیاری از منتقدان درباره «دوران ایوز» صحبت می‌کنند. دیوید ایوز در سال ۱۹۵۰ در شیکاگو به دنیا آمد؛ کودکی‌اش در مدارس کاتولیک و محیطی سخت‌گیرانه گذشت، جایی که نخستین مواجهه‌اش با زبان، طنز و نمایش شکل گرفت. او بعدها در دانشگاه نورث‌وسترن و سپس مدرسه درام ییل تحصیل کرد و مسیر حرفه‌ای‌اش را از دهه ۷۰ آغاز نمود. ایوز پیش از تثبیت جایگاهش در تئاتر، سال‌ها در مجلاتی چون Foreign Affairs کار کرد و همین تجربه سردبیری، دقت و وسواس او در انتخاب واژه‌ها را شکل داد. او بعدها در مقام استاد، در دانشگاه‌های NYU و کلمبیا، نسل تازه‌ای از نمایشنامه‌نویسان را تربیت کرد. ایوز را بیش از هر چیز با مجموعه All in the Timing می‌شناسند؛ شش نمایش کوتاه که بیش از ۶۰۰ اجرا داشت و به‌عنوان یکی از موفق‌ترین آثار کمدی معاصر ثبت شد. منتقد نیویورک‌تایمز او را «جادوگر زبان» و «استاد فرم کوتاه» نامید. دیگر آثار مهم او عبارت‌اند از:
Sure Thing بازی فلسفی با مفهوم انتخاب و تکرار
Words, Words, Words طنزی متافیزیکی درباره نوشتن و معنا
Variations on the Death of Trotsky کمدی سیاه درباره تاریخ و روایت
Venus in Fur ... دیدن ادامه ›› نمایش بلند و پیچیده‌ای که رومن پولانسکی آن را به فیلم تبدیل کرد و نامزدی سزار گرفت
The Metromaniacs بازآفرینی درخشان کمدی کلاسیک فرانسه
ایوز علاوه بر نمایشنامه‌نویسی، ۳۳ موزیکال کلاسیک را برای پروژه Encores! بازنویسی کرده و در حوزه رمان نوجوان نیز فعال بوده است. ایوز در آثارش زبان را نه ابزار، بلکه «میدان بازی» می‌داند. او با تکرار، وارونگی، حذف، مکث، و تغییرات کوچک در دیالوگ، جهان‌هایی می‌سازد که در آن‌ها زمان، هویت و انتخاب دائماً در حال تغییرند.
ویژگی‌های اصلی سبک او:
ریتم‌سازی با زبان: دیالوگ‌ها همچون موسیقی عمل می‌کنند.
طنز فلسفی: خنده‌ای که از دل پرسش‌های هستی‌شناسانه می‌آید.
فرم کوتاه اما عمیق: نمایش‌های یک‌پرده‌ای که به اندازه یک نمایش بلند تأثیر می‌گذارند.
بازی با احتمالات: جهان‌های موازی، انتخاب‌های تکرارشونده، و پایان‌های چندلایه.
این شیوه نوشتن باعث شده آثار او در ایران نیز محبوب باشند؛ زیرا با سنت «طنز موقعیت» و «کمدی فلسفی» که در نقدهای تیوال بسیار مورد توجه است، هم‌خوانی دارد. ایوز درگذشته نیست و همچنان فعال است. آخرین آثار او شامل Here We Are (۲۰۲۳) و Pamela Palmer (۲۰۲۴) است که نشان می‌دهد هنوز در اوج خلاقیت قرار دارد.
امیرحسین محامد و حسام?09031840464 این را خواندند
ویگن اوانسیان این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عقاب شکاری نترسد ز بوم

دو مرد خراسان دو صد مرد روم

☄️
نشاط خسروی این را خواند
کژال این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیگران چون بروند از نظر، از دل بروند

تو چُنان در دل ِ من رفته که جانْ در بدنی...

🎈
سعدی، غزلیّات، غزل شماره 607
سرکار خانم‌ معین مدت ها بود بازیگری به تبحری شما ندیده بودم بی‌نظیرید👏🏻👏🏻امیدوارم به زودی در صحنه های بزرگتر شاهد هنرنمایی شما باشیم
امیر مسعود و حسام?09031840464 این را خواندند
شمیم معین این را دوست دارد
خیلی ممنونم از محبت شما🙏🏻💐
۲ روز پیش، شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با درود و احترام
در روزگاری که صحنه‌های تئاتر ایران زیر فشار اقتصادی، اجتماعی و سلیقه‌های زودگذر نفس می‌کشند، بازگشت به یک متن انسانی، صمیمی و در عین حال تلخ و گزنده مثل «شرلی ولنتاین» برای من نه فقط یک انتخاب هنری، بلکه یک نیاز شخصی و اجتماعی است. این یادداشت را نه به‌عنوان قضاوت نهایی، بلکه به‌عنوان گفت‌وگوی صادقانه یک کارگردان با مخاطبان و منتقدان تیوال می‌نویسم؛ گفت‌وگویی که امیدوارم در ادامه، روی صحنه کامل‌تر و زنده‌تر شود. ویلی راسل در «شرلی ولنتاین» به‌جای شعار دادن درباره زن، تنهایی و ازدواج، یک زندگی معمولی را زیر ذره‌بین می‌گذارد؛ زندگی زنی که می‌توانست یکی از همسایه‌های ما باشد، یکی از زنان خانواده‌های ایرانی، یکی از آن آدم‌هایی که همیشه هستند اما دیده نمی‌شوند. برای من، جذابیت راسل در همین سادگی ظاهری و پیچیدگی درونی است؛ او با کمترین امکانات روایی، بیشترین ضربه عاطفی و فکری را وارد می‌کند. شرلی فقط یک زن بریتانیایی نیست؛ او نماینده نسلی از انسان‌هاست که در ازدواج، خانواده، کار و روزمرگی، آرام‌آرام از خودشان دور شده‌اند. در خوانش من، «شرلی ولنتاین» بیش از آن‌که درباره سفر به یک کشور دیگر باشد، درباره سفر به درون خویشتن است؛ سفری که بسیاری از ما هرگز شجاعت آغازش را پیدا نمی‌کنیم. به‌عنوان کارگردان، تلاش کرده‌ام در برابر متن راسل فروتن باشم؛ یعنی به ساختار، ریتم و منطق درونی اثر وفادار بمانم، اما در عین حال با توجه به مخاطب ایرانی، لایه‌هایی را برجسته کنم که برای امروز ما ضروری‌تر است، تنهایی در دل ازدواج و خانواده، فرسودگی رویاها و آرزوهای شخصی، فشار نقش‌های اجتماعی بر هویت فردی، من ادعا نمی‌کنم که خوانش من «بهترین» یا «نهایی» است؛ تنها می‌توانم بگویم حاصل سال‌ها تجربه، مشاهده و گفت‌وگو با زنان و مردانی است که در سکوت، بار زندگی را به دوش می‌کشند. در این اجرا، تلاش کرده‌ام به‌جای ترجمه صرف یک متن غربی، آن را به تجربه‌ای قابل لمس برای مخاطب ایرانی تبدیل کنم؛ بدون این‌که به دام شعارهای مستقیم یا نسخه‌پیچی اجتماعی بیفتم. برای من مهم است که مخاطب، شرلی را نه به‌عنوان «نماد» دوردست، بلکه به‌عنوان انسانی نزدیک، قابل هم‌ذات‌پنداری و حتی قابل نقد ببیند. یکی از جذاب‌ترین عناصر این نمایش، گفت‌وگوی شرلی با دیوار آشپزخانه است؛ ... دیدن ادامه ›› دیواری که در اجرا برای من، تبدیل به یک «شاهد خاموش» می‌شود. شرلی در ظاهر با دیوار حرف می‌زند، اما در واقع با وجدان، خاطرات و ترس‌های خودش روبه‌روست. در طراحی بازی و میزانسن، تلاش کرده‌ام این گفت‌وگو را از یک شوخی ساده، به یک رویارویی عمیق تبدیل کنم؛ جایی که مخاطب احساس کند هر کدام از ما دیواری داریم که سال‌هاست با آن حرف می‌زنیم و نامش را «سکوت» گذاشته‌ایم. شوهر، دوستان، معشوق، گذشته شرلی و تمام آدم‌هایی که روی صحنه حضور فیزیکی ندارند، در اجرا از طریق صدا، فضا و روایت، به موجودیت تبدیل می‌شوند. برای من مهم بود که این آدم‌ها فقط نام نباشند؛ بلکه در ذهن مخاطب شکل بگیرند، قضاوت شوند و در نهایت، بخشی از پازل زندگی شرلی را بسازند. در خوانش من، شرلی قربانی صرف نیست؛ او انسانی است که در انتخاب‌هایش هم اشتباه کرده، هم درست عمل کرده، و همین پیچیدگی است که او را واقعی می‌کند. تلاش کرده‌ام از نگاه کلیشه‌ای به زن، مرد، ازدواج و خیانت فاصله بگیرم و به‌جای آن، بر «مسئولیت فردی» و «شجاعت مواجهه با خود» تأکید کنم. سفر شرلی به کشور دیگر، در اجرا بیش از آن‌که یک تغییر لوکیشن باشد، یک تغییر زاویه دید است. برای من، پرسش اصلی این است، آیا ما برای تغییر زندگی‌مان، حتماً باید از این شهر، این خانه، این کشور برویم؟ یا می‌توانیم ابتدا از خودمان شروع کنیم؟این پرسش، در زیرلایه‌های اجرا به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم تکرار می‌شود؛ در دیالوگ‌ها، در سکوت‌ها، در نگاه‌ها و در لحظه‌هایی که شرلی بین ماندن و رفتن، بین ترس و جسارت، معلق می‌ماند. به‌عنوان کارگردان، می‌دانم که هر اجرا، تنها یکی از خوانش‌های ممکن از یک متن است. «شرلی ولنتاین» در این نسخه، حاصل تلاش من و گروه برای ساختن تجربه‌ای صادقانه، انسانی و در عین حال آگاهانه است، تجربه‌ای که امیدوارم برای مخاطب عمومی قابل لمس، قابل هم‌ذات‌پنداری و در عین حال اندیشمندانه باشد. برای منتقدان و فعالان تئاتری زمینه‌ای برای بحث درباره فرم، محتوا، ترجمه، بازیگری و نسبت متن غربی با مخاطب ایرانی فراهم کند.
امیر مسعود و حسام?09031840464 این را خواندند
آرش سالاروندیان این را دوست دارد
به نظرم چیزی که در این یادداشت بیش از همه قابل توجه است، تلاش برای دیدن «شرلی ولنتاین» فراتر از یک داستان درباره یک زن و یک سفر است. نگاه کارگردان به تنهایی، فرسودگی در زندگی روزمره و فاصله‌ای که گاهی آدم با خودش پیدا می‌کند، باعث می‌شود نمایش بتواند با مخاطب امروز ارتباط بیشتری برقرار کند.

برای من، جذاب‌ترین بخش این نگاه، تبدیل شدن دیوار آشپزخانه به یک شاهد خاموش است؛ چون به نظرم این تصویر فقط متعلق به شرلی نیست و می‌تواند نمادی از سکوت‌ها و حرف‌های ناگفته خیلی از آدم‌ها باشد. این‌که کارگردان تلاش کرده شرلی را نه صرفاً قربانی و نه یک قهرمان بی‌نقص نشان دهد، به نظرم نقطه قوت مهمی است؛ چون آدم‌ها در واقعیت هم ترکیبی از انتخاب‌های درست، اشتباه، ترس و جسارت‌اند.

در عین حال، فکر می‌کنم ارزش واقعی ... دیدن ادامه ›› این خوانش زمانی مشخص می‌شود که روی صحنه بتواند از توضیح و شعار فاصله بگیرد و این مفاهیم را به تجربه‌ای ملموس برای تماشاگر تبدیل کند. امیدوارم اجرا بتواند همان صداقت و ظرافتی را که در این یادداشت دیده می‌شود، در بازی، میزانسن، ریتم و رابطه شرلی با مخاطب هم حفظ کند.

در نهایت، چیزی که برای من از «شرلی ولنتاین» جذاب است، همین پرسش ساده اما مهم است: برای تغییر زندگی، واقعاً باید جایی را ترک کنیم، یا گاهی کافی است نگاه‌مان را به خودمان تغییر دهیم؟ به نظرم اگر نمایش بتواند تماشاگر را بعد از تمام شدن اجرا با همین سؤال تنها بگذارد، به بخش مهمی از هدفش رسیده است.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویلی راسل، متولد ۲۳ اوت ۱۹۴۷ در ویستونِ لانکشایر، یکی از مهم‌ترین نمایشنامه‌نویسان معاصر بریتانیاست؛ هنرمندی که مسیر زندگی‌اش از ترک تحصیل در پانزده‌سالگی تا کار به‌عنوان آرایشگر زنانه به‌جای آنکه مانعی باشد، تبدیل شد به منبعی غنی برای شناخت انسان، طبقه کارگر، و پیچیدگی‌های زیست روزمره، سال‌ها کار در محیطی پرگفت‌وگو مانند سالن آرایش، او را با زبان مردم، رنج‌ها، امیدها و طنز پنهان زندگی آشنا کرد؛ چیزی که بعدها شاکله اصلی جهان نمایشی او شد. بازگشت او به دانشگاه و تبدیل شدنش به معلم، مسیر را برای ورود حرفه‌ای به تئاتر هموار کرد و نخستین آثارش در جشنواره ادینبرو توجه منتقدان را جلب کرد. راسـل از دهه ۷۰ میلادی وارد جریان اصلی تئاتر بریتانیا شد و خیلی زود با آثاری چون:
Educating Rita(۱۹۸۰)
نمایشنامه‌ای درباره زن کارگری که در جست‌وجوی هویت و آزادی، مسیر آموزش را انتخاب می‌کند. این اثر به‌سرعت جهانی شد و اقتباس سینمایی آن نامزد اسکار گردید.
Blood Brothers (۱۹۸۳)
یکی از طولانی‌ترین اجراهای تاریخ وست‌اند؛ روایتی تراژیک درباره دو برادر که در دو طبقه اجتماعی متفاوت بزرگ می‌شوند. این نمایش بیش از ده‌هزار اجرا داشته و یکی از ستون‌های تئاتر بریتانیا محسوب می‌شود.
Shirley Valentine (۱۹۸۶)
تک‌گویی درخشان درباره زن خانه‌داری که در میانه زندگی، با بحران ... دیدن ادامه ›› هویت و میل به رهایی روبه‌رو می‌شود. این اثر نیز به فیلمی موفق تبدیل شد.
Our Day Out (۱۹۷۷)
نمایشی تلویزیونی درباره نوجوانان طبقه کارگر که به‌طرزی انسانی و بی‌پیرایه، مسئله آموزش و محرومیت را تصویر می‌کند‌.
این آثار نه‌تنها در بریتانیا، بلکه در سراسر جهان اجرا شده‌اند و راسل را به یکی از چهره‌های تأثیرگذار تئاتر اجتماعی تبدیل کرده‌اند. راسـل برخلاف بسیاری از نمایشنامه‌نویسان هم‌عصرش، از بالا به طبقه کارگر نگاه نمی‌کند؛ او از دل همان طبقه آمده و زبان، دغدغه‌ها و طنز خاص آن را با دقتی مستندگونه ثبت کرده است. در آثار او، خنده هرگز سطحی نیست؛ طنز، سپری است در برابر واقعیت‌های تلخ اجتماعی. این ترکیب باعث می‌شود مخاطب هم سرگرم شود و هم درگیر پرسش‌های جدی درباره هویت، طبقه و امکان تغییر.
شخصیت‌های راسل اغلب در جست‌وجوی «خودِ ازدست‌رفته» هستند؛ چه ریتا باشد که می‌خواهد از محدودیت‌های اجتماعی عبور کند، چه شرلی که در میانه زندگی به‌دنبال معنای تازه‌ای می‌گردد. این محور تحول، آثار او را برای مخاطب جهانی قابل‌درک و همدلانه می‌کند. او به‌عنوان ترانه‌سرا و موسیقی‌دان، ریتم را در گفت‌وگوها وارد می‌کند. دیالوگ‌هایش طبیعی، پرکشش و سرشار از جزئیات شنیداری‌اند؛ چیزی که اجرای آثارش را برای بازیگران و کارگردانان جذاب می‌کند. راسـل استاد روایت‌های ساده با عمق اجتماعی است. او نشان می‌دهد چگونه ساختارهای طبقاتی می‌توانند مسیر زندگی افراد را تعیین کنند و چگونه آموزش، هنر یا سفر می‌تواند این مسیر را تغییر دهد. این نگاه، آثار او را در کنار نویسندگانی چون آلن بنِت و جان مک‌گرا قرار می‌دهد. نمایشنامه‌های او معمولاً ساختاری کلاسیک دارند اما با چرخش‌های احساسی و لحظات اعتراف‌گونه، به‌روز و مدرن می‌شوند. او از پیچیدگی‌های فرمی پرهیز می‌کند و به‌جای آن، بر قدرت شخصیت‌پردازی تکیه دارد. آثار راسل برای کارگردانان ایرانی نیز جذاب‌اند؛ زیرا هم از نظر تعداد شخصیت‌ها و هم از نظر امکانات صحنه‌ای، قابل‌اجرا هستند و در عین حال ظرفیت بالایی برای بازیگری و طراحی صحنه دارند. راسـل همچنان زنده است و فعالیت‌های هنری و فرهنگی دارد. ویلی راسل یکی از معدود نمایشنامه‌نویسانی است که توانسته میان مخاطب عام و منتقدان حرفه‌ای پلی پایدار بسازد. او نه‌تنها در بریتانیا، بلکه در جهان، نمایندهٔ صدای طبقهٔ کارگر و روایتگر امید در دل محدودیت‌هاست. آثار او همچنان اجرا می‌شوند، نقد می‌شوند و الهام‌بخش نسل‌های تازهٔ هنرمندان‌اند.
در لحظه‌ای که ترس فرو می‌ریزد، شرلی ولنتاین متولد می‌شود؛ شهریور ۱۴۰۵ با کارگردانی محمد تات و ترجمه غزل زکی‌پور
https://vrgl.ir/w8zSM
۲ روز پیش، شنبه
به نظرم چیزی که ویلی راسل را از خیلی از نمایشنامه‌نویس‌ها متمایز می‌کند، این است که برای پیدا کردن قصه‌های مهم، سراغ آدم‌های معمولی می‌رود. شخصیت‌های او آدم‌هایی نیستند که لزوماً اتفاق‌های عجیب و بزرگی در زندگی‌شان افتاده باشد؛ اتفاقاً اهمیت کارش در این است که از دل همین زندگی‌های به ظاهر ساده، بحران‌های عمیق انسانی را بیرون می‌کشد.

برای من، مسیر زندگی خود راسل هم در فهم آثارش اهمیت دارد. این‌که از ترک تحصیل و کار در یک سالن آرایش به نمایشنامه‌نویسی رسید، باعث می‌شود ارتباطش با آدم‌های عادی و طبقات مختلف جامعه برایم باورپذیرتر باشد. انگار شخصیت‌هایش را فقط از بیرون مشاهده نکرده، بلکه زبان و فضای زندگی‌شان را از نزدیک لمس کرده است.

در بین آثاری که از او نام برده شده، «شرلی ولنتاین» برای من جذابیت خاصی دارد؛ چون مسئله‌ای که مطرح می‌کند ... دیدن ادامه ›› فقط مربوط به یک زن انگلیسی یا یک جامعه خاص نیست. پرسش درباره این‌که آدم در مسیر زندگی چقدر خودش را فراموش می‌کند، چقدر برای خواسته‌های دیگران زندگی می‌کند و آیا هنوز می‌تواند دوباره خودش را پیدا کند، به نظرم کاملاً انسانی و جهان‌شمول است.

چیزی که از نگاه من در آثار راسل ارزشمند است، همین ترکیب سادگی و عمق است. او برای بیان یک مسئله اجتماعی الزاماً به شعار و پیچیدگی فرمی متوسل نمی‌شود؛ یک شخصیت می‌سازد، به او فرصت حرف زدن می‌دهد و اجازه می‌دهد مخاطب کم‌کم پشت طنز و روزمرگی، تلخی زندگی را ببیند.

به نظرم «شرلی ولنتاین» هم دقیقاً از همین جنس است؛ نمایشی که شاید در ظاهر درباره سفر یک زن باشد، اما در لایه عمیق‌تر درباره جرأتِ دوباره دیدن خودمان است. شاید به همین دلیل است که با وجود تفاوت زمان، فرهنگ و جغرافیا، هنوز می‌تواند برای مخاطب امروز قابل لمس باشد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آیا کسی از دو روز پیش تا حالا توو سالن های تیاترشهر نمایش دیده بیاد بگه درست شده سیستم سرمایشی یا نه؟
مخصوصا توو قشقایی.
درود و عرض ادب و احترام خدمت شما بانوی محترم
بنده دیشب به تماشای اسب نورد تو سالن قشقایی نشستم و چند روز پیش هم تو سالن کارگاه نمایش یه اجرا دیدم
مشکل در سیستم سرمایش حس نمیشد و هوا همواره در طول نمایش مطبوع و خوشایند بود
۲ روز پیش، شنبه
پس خداروشکر مشکل حل شده واقعا
ممنون از شما
۲ روز پیش، شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هیچ موجود شناخته‌شده‌ای همه واقعیت جهان را یکجا درک نمی‌کند. هر موجود زنده، از زنبور گرفته تا انسان، فقط پنجره‌ای متفاوت به جهان دارد. علم تلاش می‌کند آن پنجره را بزرگ‌تر کند، اما احتمالاً همیشه چیزهایی باقی می‌مانند که هنوز از دید ما پنهان‌اند.

و شاید همین رازآلود بودن جهان، یکی از زیباترین ویژگی‌های آن باشد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
داوود رشیدی

احترام برومند(خواهر مرضیه برومند)، مجری برنامه‌های کودک در تلویزیون همسر او بود و فرهاد رشیدی و لیلی رشیدی، فرزندان او هستند. همچنین وی پسر عمه هایده حائری بازیگر و کارگردان سینما بود.

زادروز: ۲۵ تیر
یاسین پازکیان این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مراسم یاد بود و گرامیداشت استاد اکبر عبدی با حضور جمعی از هنرمندان

مراسم یاد بود استاد اکبر عبدی با حضور جمعی از اهالی رسانه سینما،تلویزیون، دوبله و موسیقی روز گذشته در تهران برگزار شد.
هاتف مهراد این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
زکات عقل اندوهی است طویل
نیلوفر ثانی این را خواند
ویگن اوانسیان و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید