تئاتر، سالن تبلیغاتی بلاگرها نیست!
بهعنوان مخاطبی جدی که سالها تئاتر را دنبال میکنم، از حضور روزافزون بلاگرهایی که نه با دغدغه هنر، بلکه صرفاً برای تبلیغ و تولید محتوا به سالنهای تئاتر میآیند، نگرانم.
آنچه این وضعیت را تأسفبارتر میکند، حمایت برخی عوامل اجرایی، از جمله کارگردانان و تهیهکنندگان، از این روند است؛ کسانی که انتظار میرود بیش از هر کس دیگری دغدغه حفظ شأن و اعتبار تئاتر را داشته باشند، اما گاهی برای فروش بیشتر بلیت و دیدهشدن در فضای مجازی، به ترویج همین رویکرد کمک میکنند. انگار تعداد دنبالکنندگان بلاگرها به معیاری مهمتر از شناخت هنری و کیفیت معرفی اثر تبدیل شده است.
مسئله من مخالفت با تبلیغ تئاتر نیست؛ مسئله، تبدیلشدن هنر نمایش به ابزاری برای افزایش بازدید صفحات مجازی است. وقتی سالن نمایش به لوکیشن استوری و فیلمبرداری تبدیل میشود و فیلمبرداری تمرکز تماشاگر و حرمت اجرای زنده را مخدوش میکند، باید پرسید مسئولیت حفظ شأن این هنر بر عهده چه کسانی است؟
مخاطبداشتن در فضای مجازی، معادل درک هنری نیست؛ همانطور که شهرت مجازی، بهخودیخود صلاحیت معرفی یک اثر نمایشی را ایجاد نمیکند.
تئاتر
... دیدن ادامه ››
برای رشد به تبلیغات نیاز دارد، اما نه تبلیغاتی که به بهای تنزل معیارهای فرهنگی و هنری تمام شود. وقتی خود عوامل اجرایی بهجای پاسداری از کیفیت و حرمت اثر، به این جریان دامن میزنند، دیگر نمیتوان تمام مسئولیت را متوجه بلاگرها دانست.
از کارگردانان، تهیهکنندگان، مدیران سالنها و مسئولان تئاتر انتظار میرود در این روند تجدیدنظر کنند و اجازه ندهند منطق تبلیغات، جای منطق هنر را بگیرد.
من مخالف تبلیغ تئاتر نیستم؛ مخالف آنم که تئاتر قربانی تبلیغات شود، شهرت مجازی جایگاه هنر را تصاحب کند و سالن نمایش از فضای مواجهه با یک اثر هنری، به صحنه خودنمایی و تولید محتوای سطحی تبدیل شود.
تئاتر برای دیدهشدن به تبلیغ نیاز دارد، اما برای حفظ اعتبارش، به چیزی فراتر از تعداد دنبالکنندگان نیازمند است: اصالت، کیفیت هنری و احترام به مخاطب.