در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 10:04:28
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۴۱ دقیقه پیش
اجاری نمایش کوزت
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۵۵ دقیقه پیش
یادت میاد بچه که بودیم، وقتی توی مسابقه چشممون به پدر و مادرمون می‌افتاد، چقدر دلگرم می‌شدیم؟ انگار همین که می‌دیدیم یکی از عزیزانمون حواسش به ماست، جرئتمون بیشتر می‌شد.

حالا که بزرگ شدیم، وسط مشکلات زندگی دلمون می‌خواد یکی بهمون بگه: «نگران نباش، تنها نیستی!»

حضرت موسی و هارون علیهماالسلام مأمور شدند به سراغ فرعون برن. خدا به اون‌ها فرمود:

«لَا تَخَافَا إِنَّنِی مَعَکُمَا أَسْمَعُ وَأَرَىٰ»
نترسید؛ من با شما هستم، می‌شنوم و می‌بینم.
( سوره طه، آیه ۴۶)
رضا این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۵ ساعت پیش

شاعر میفرماید...

تو همان غنیمت ِ جنگ خودم با خودمی...

🙃
سپهر این را خواند
سینا، رِزا، امیرمسعود فدائی و امیر ناصری این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۰ ساعت پیش
در نهایت چند «بلاگر» پایان دنیا را در صفحه خود گزارش میکنند
در یکی از استوری ها انهدام بشر مستند سازی می شود
تو هنوز نشسته ای و به در نگاه می‌کنی...
بلاگرها را دوست دارم
هیچ چیز برای آنها اهمیت ندارد
کاش برای نسل ما هم چیزی اهمیت نداشت ...
۱۰ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۱ ساعت پیش
Chashme Mah Coming soon..
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۲ ساعت پیش
تن تن : خبر بد کاپیتان , فقط یه گلوله داریم .
کاپیتان هادوک : و اما خبر خوب ؟
تن تن : اینکه هنوز یه گلوله داریم
۱۷ ساعت پیش
آتش بیداری

آگاهی، سنگینیِ نوری است که بر شانه‌ات می‌افتد و نه می‌توانی خاموشش کنی و نه تابِ تابش آن را داری.
روشنایی‌ای است که می‌سوزاند، چون هرچه جهان را واضح‌تر می‌بینی، ناتوانی‌ات تیره‌تر می‌شود. فساد را چون نقشِ برجسته‌ای بر دیوار زمان می‌شناسی، اما دستت نه کلنگی دارد و نه قلمی برای ترمیم؛ و این، شکنجه‌ای‌ست همچون حال طبیبی که بیماری را با چشمی نافذ می‌خواند و در آستینش هیچ تریاقی نیست.

دانستن بدون قدرت، آیینه‌ای‌ست که حقیقت را با تمام چروک و چرک‌اش نشان می‌دهد، اما قابش پوسیده است؛ تصویر را برمی‌تابد، اما توانِ دگرگون‌کردنش را ندارد. همین تضاد، روح را می‌تراشد. زخمِ نخست از دیدن است؛ زخمِ دوم از وجدان که چون قاضی خاموش می‌پرسد: «پس چرا هیچ نکردی؟» و این سؤال، شب را به زندانی بی‌پنجره ... دیدن ادامه ›› بدل می‌کند.

در چنین وضعیت، انسان همچون پلی میان دو پرتگاه می‌ماند: یکی گناهِ ندیدن، دیگری گناهِ نتوانستن. هر دو سهمی از تاریکیِ جان را می‌طلبند و هر قدم لرزانی روی این پل، تکرار شکنجه است.

اما همین زجر، گاهی فراخوانی پنهان دارد؛ چون آتشی که اگر جهان را گرم نکند، دست‌کم شعله‌ای کوچک در مشت تو می‌نشاند. اگر قدرتِ اصلاحِ کل جهان نیست، شاید بتوانی تکه‌ای کوچک از تاریکی را عقب بزنی؛ جمله‌ای درست، دستی اندک، نوری لرزان بر گوشه‌ای خاموش.

عمق درد این است: بدانی و نتوانی.
و نجات، اگر باشد، در همین است:
از ناتوانی ذغالی کوچک بسازی تا آگاهی، تنها داغِ شکنجه نباشد، آتشِ بیداری هم باشد.

مصطفی تیموریان
۱۷ ساعت پیش
بازگشایی «خانه تئاتر و موسیقی مستقل تهران» در مکان جدید را به خانم هستی حسینی و آقای مصطفا کوشکی تبریک می‌گویم. برای شما و خانوادهٔ هنری‌تان آرزوی موفقیت و اجراهای درخشان دارم. خوشحالم که این خانه دوباره به روی علاقه‌مندان تئاتر و موسیقی باز شده است. امیدوارم در فضای جدید، شاهد تداوم فعالیت‌های ارزشمند و اتفاق‌های خوب هنری باشیم. 🌷
تئاتر مستقل عالیه ؛ اون موقع که هنوز کسی دنبال تئاتر خصوصی و نمایش های مستقل نبود جناب مصطفا کوشکی با تلاش و پایمردی و استمرار چراغ تئاتر مستقل رو روشن نگه داشت😊😊😊👌👌👌👌
۱۶ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۸ ساعت پیش
سلامممم
محسن مسموعی و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۱ ساعت پیش
می ترسم از بعضی آدم ها...
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭند؛
ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺗﻮﺿﯿﺤﯽ ﺭﻫﺎﯾﺖ
ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺎﯼ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﺖ
ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ
ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ،
ﻓﺮﺩﺍ ﺧﺸﻢ ﻭ ﻗﻬﺮ و نامهربانیﺷﺎﻥ را!
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻗﺪﺭﺷﻨﺎﺱ
ﻣﺤﺒﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ،
ﻓﺮﺩﺍ ﻃﻠﺒﮑﺎﺭ ﻣﺤﺒﺘﺖ!
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﺮﺵ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ؛
ﻓﺮﺩﺍ ﺳﺨﺖ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻨﺖ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ!
رضا این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۱ ساعت پیش
تئاتر، بلاگرها و پرنسیپل‌هایی که فقط تا چهارراه منفعت دوام آوردند!

مسئله حضور بلاگرها در سالن تئاتر، بیش از آنکه مسئله‌ای مربوط به تبلیغات یا حتی کیفیت تجربه تماشاگر باشد، مسئله‌ای اخلاقی است؛ مسئله تناقض میان اصولی که بعضی از هنرمندان سال‌ها از آن‌ها دم زده‌اند و رفتاری که امروز، ظاهرا به اقتضای منافعشان، در پیش می‌گیرند.
تئاتر همواره برای بسیاری از فعالانش چیزی فراتر از یک سرگرمی یا کالای مصرفی بوده است. از جایگاه هنر، احترام به مخاطب، مسئولیت اجتماعی هنرمند و ضرورت حفظ پرنسیپل‌های حرفه‌ای سخن گفته‌اند؛ گاهی با چنان قاطعیتی که کوچک‌ترین تخطی مخاطب از هنجارهای مورد قبولشان را مستوجب شماتت می‌دانسته‌اند. اما حالا که پای سازوکارهای جدید تبلیغات و امکان بهره‌برداری از مخاطبان شبکه‌های اجتماعی به میان آمده، بد نیست آن سخت‌گیری‌های سابق را به یاد بیاوریم و بپرسیم: آن اصول دقیقا کجا ایستاده‌اند؟

آیا اصول اخلاقی قرار است قواعدی باشند که همه، به‌ویژه مخاطب، ملزم به رعایتشان باشند، یا معیارهایی که اعتبارشان به میزان سودمندی‌شان برای ... دیدن ادامه ›› صاحبان آن اصول بستگی دارد؟

تناقض از جایی آغاز می‌شود که رفتاری برای تماشاگر عادی ناموجه است، اما همان رفتار یا رفتاری با پیامدهای مشابه، وقتی از سوی فردی با ظرفیت تبلیغاتی بالا سر می‌زند، ناگهان قابل اغماض می‌شود. اگر استفاده از تلفن همراه، برهم زدن تمرکز سالن یا مختل کردن تجربه جمعی تماشاگران با جایگاه تئاتر ناسازگار است، این ناسازگاری با تعداد دنبال‌کنندگان یک صفحه از بین نمی‌رود. اگر حضور در سالن مستلزم رعایت قواعدی برای حفظ تجربه مشترک تماشاگران است، این قواعد نمی‌توانند برای یک نفر الزام‌آور و برای دیگری، به‌دلیل ارزش تبلیغاتی‌اش، قابل مذاکره باشند.

البته هیچ ایرادی به تبلیغ تئاتر وارد نیست. هنر نیز برای ادامه حیات به منابع مالی، مخاطب و سازوکارهای تبلیغاتی نیاز دارد. مسئله از جایی شروع می‌شود که این همکاری به بهای نادیده گرفتن حقوق دیگران تمام شود؛ یا بدتر از آن، کسانی که تا دیروز مدافع سرسخت اصول و قواعد بوده‌اند، امروز همان قواعد را متناسب با منافع خود تفسیر کنند. در چنین وضعیتی، دیگر بحث بر سر تبلیغات نیست؛ بحث بر سر اعتبار اخلاقی کسانی است که تصمیم می‌گیرند چه چیزی اصول محسوب شود و چه چیزی را می‌توان به‌ مصلحت نادیده گرفت.

تماشاگر تئاتر صرفا مشتری‌ نیست که بلیت بخرد و صندلی‌ای اشغال کند. او برای تجربه‌ای زنده، جمعی و بی‌واسطه هزینه می‌کند؛ تجربه‌ای که کیفیت آن به تمرکز، سکوت، حضور ذهن و احترام متقابل وابسته است. بلیت خریدن به معنای خریدن چند ساعت از یک محصول نیست که هر اتفاقی بیرون از صحنه را بتوان بخشی بی‌اهمیت از حواشی آن تلقی کرد. مخاطب حق دارد انتظار داشته باشد که برگزارکنندگان، شرایط متعارف تجربه اثر را حفظ کنند و برای اغنا منافع تبلیغاتی خود، او را به حاشیه نرانند.

این حق با گران شدن بلیت کم‌اهمیت‌تر نمی‌شود؛ اتفاقا وقتی مخاطب در شرایط دشوار اقتصادی همچنان برای تئاتر هزینه می‌کند، بی‌اعتنایی به تجربه او معنای سنگین‌تری پیدا می‌کند. مخاطب با خرید بلیت به هنرمند لطف نمی‌کند؛ میان آن دو رابطه‌ای شکل می‌گیرد که در آن، پرداخت هزینه از سوی مخاطب با تعهد برگزارکننده به ارائه تجربه‌ای شایسته همراه است. این رابطه البته صرفا قراردادی مالی نیست، اما نمی‌توان از وجه اخلاقی آن سخن گفت و هم‌زمان تعهدات متقابلش را نادیده گرفت.

در این میان، آنچه بیش از همه آزاردهنده است، نه حضور بلاگرها، بلکه سلسله‌مراتب نانوشته‌ای است که ممکن است از دل این وضعیت بیرون بیاید: مخاطبی که بلیت می‌خرد، قواعد را رعایت می‌کند و برای دیدن اثر به سالن می‌آید، باید ملاحظات را بپذیرد؛ اما کسی که می‌تواند برای اثر تبلیغ کند، از امتیازهایی برخوردار می‌شود که شاید همان تجربه را برای دیگران مختل کند. گویی ارزش حضور افراد نه با حق برابرشان برای استفاده از سالن، بلکه با میزان فایده‌ای سنجیده می‌شود که برای فروش بیشتر دارند.

اگر چنین منطقی پذیرفته شود، چه چیزی از آن پرنسیپل‌های ادعایی باقی می‌ماند؟ هنرمندی که از مخاطب انتظار احترام به تئاتر دارد، اما در عمل احترام به مخاطب را تابع ملاحظات تبلیغاتی می‌کند، دقیقاً از کدام جایگاه هنری دفاع می‌کند؟ آیا جایگاه تئاتر فقط تا جایی اهمیت دارد که مانعی بر سر راه کسب درآمد نباشد؟ و اگر قرار است در نهایت هر اصلی با یک ملاحظه اقتصادی کنار گذاشته شود، اصرار پیشین بر آن اصول چه معنایی داشته است؟

این پرسش‌ها را نمی‌توان با این پاسخ کنار گذاشت که تبلیغات برای بقای تئاتر ضروری است. ضرورت تبلیغات، ضرورت بی‌قیدوشرط هر نوع تبلیغی نیست؛ همان‌طور که ضرورت درآمدزایی، هر رفتاری را اخلاقی نمی‌کند.
یه موقعی مرحوم داود رشیدی از این می‌گفتن که همهٔ دنیا برای تئاتر بودجه اختصاص میدن و تئاتر اساساً هنر درآمدزایی نیست. تو کشور ما هم تا موقعی که این‌جوری بود همه چیز بر وفق مراد بود. حالا من در مورد همهٔ دنیا نمی‌دونم ولی این مصائب تو این مملکت همه از وقتی شروع شد که تئاتر تبدیل به امر خصوصی و درآمدزا شد و قرار شد خرج خودش رو خودش در بیاره... درد و نفرین بر معجزهٔ الدنگ هزارهٔ سوم و جد و آبائش...
۲۱ ساعت پیش
یه روزایی حتی لباسی که انتخاب میکردیم برای شبی که تئاتر داشتیم مهم بود. یه روزایی از اینکه بطری آب وقت باز شدن صدا میداد خجالت میکشیدیم. یه روزایی حواسمون بود عطری که میزنیم تند نباشه که تماشگرای اطرافمون اذیت نشن…
اینروزا هنوزم همینقدر تئاتر برای ما محترمه اما حتی برای خود گروه اجرایی محترم نیست. چون حتی به مهمون هاشونم نمیگن آداب دیدن تئاتر چیه که توی سالن تلفن جواب ندن، گوشیشونو چک نکن، چه برسه به بلاگرها که توی تاریک ترین لحظه ها باید گوشیای کوفتیشونو با بیشترین نور صفحه روشن کنن و فیلم بگیرن.
۱۸ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۱ ساعت پیش
سلام خانم شاهرخی عزیز.اپرای دیگه ای در دستِ کار ندارین؟کارمن توی قلب من حک شده و بی صبرانه منتظر یه اپرای زیبای دیگه م
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۲ ساعت پیش
بدون شرح: شماره (۳)
۲۳ ساعت پیش
تئاتر، سالن تبلیغاتی بلاگرها نیست!

به‌عنوان مخاطبی جدی که سال‌ها تئاتر را دنبال می‌کنم، از حضور روزافزون بلاگرهایی که نه با دغدغه هنر، بلکه صرفاً برای تبلیغ و تولید محتوا به سالن‌های تئاتر می‌آیند، نگرانم.
آنچه این وضعیت را تأسف‌بارتر می‌کند، حمایت برخی عوامل اجرایی، از جمله کارگردانان و تهیه‌کنندگان، از این روند است؛ کسانی که انتظار می‌رود بیش از هر کس دیگری دغدغه حفظ شأن و اعتبار تئاتر را داشته باشند، اما گاهی برای فروش بیشتر بلیت و دیده‌شدن در فضای مجازی، به ترویج همین رویکرد کمک می‌کنند. انگار تعداد دنبال‌کنندگان بلاگرها به معیاری مهم‌تر از شناخت هنری و کیفیت معرفی اثر تبدیل شده است.
مسئله من مخالفت با تبلیغ تئاتر نیست؛ مسئله، تبدیل‌شدن هنر نمایش به ابزاری برای افزایش بازدید صفحات مجازی است. وقتی سالن نمایش به لوکیشن استوری و فیلم‌برداری تبدیل می‌شود و فیلم‌برداری تمرکز تماشاگر و حرمت اجرای زنده را مخدوش می‌کند، باید پرسید مسئولیت حفظ شأن این هنر بر عهده چه کسانی است؟
مخاطب‌داشتن در فضای مجازی، معادل درک هنری نیست؛ همان‌طور که شهرت مجازی، به‌خودی‌خود صلاحیت معرفی یک اثر نمایشی را ایجاد نمی‌کند.
تئاتر ... دیدن ادامه ›› برای رشد به تبلیغات نیاز دارد، اما نه تبلیغاتی که به بهای تنزل معیارهای فرهنگی و هنری تمام شود. وقتی خود عوامل اجرایی به‌جای پاسداری از کیفیت و حرمت اثر، به این جریان دامن می‌زنند، دیگر نمی‌توان تمام مسئولیت را متوجه بلاگرها دانست.
از کارگردانان، تهیه‌کنندگان، مدیران سالن‌ها و مسئولان تئاتر انتظار می‌رود در این روند تجدیدنظر کنند و اجازه ندهند منطق تبلیغات، جای منطق هنر را بگیرد.
من مخالف تبلیغ تئاتر نیستم؛ مخالف آنم که تئاتر قربانی تبلیغات شود، شهرت مجازی جایگاه هنر را تصاحب کند و سالن نمایش از فضای مواجهه با یک اثر هنری، به صحنه خودنمایی و تولید محتوای سطحی تبدیل شود.
تئاتر برای دیده‌شدن به تبلیغ نیاز دارد، اما برای حفظ اعتبارش، به چیزی فراتر از تعداد دنبال‌کنندگان نیازمند است: اصالت، کیفیت هنری و احترام به مخاطب.
برای تبلیغات و بلاگر و خبرنگار و عکس برداری باید عین قدیم یک جلسه اجرای خصوصی برگزار کنند! تا دلشون میخواد فیلم بگیرن! قدیم هم این موضوع بودش! اینجوری حق تماشاگرها رو دارن ضایع میکنند!
۲۳ ساعت پیش
مسعود زارع
همینجا به عوامل نمایشهایی که اجازه فیلمبرداری و گوشی و ... میدن بگم متاسفانه بنده یکم اعصابم ضعیفه و نمیدونم چرا زود عصبانی میشم اونم وقتی ببینم حقم ضایع میشه. اگر نزدیک من کسی تو گوشی باشه یا ...
من نیز جناب زارع!
تو کاخ هنر صدام تا آب انبار کاخ رفته بود و الان هم تصمیمم ادامه همون رویه است!
۲۰ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیروز ساعت ۰۰:۵۳
آقای حلاج همسفر پر نور همیشه بدرخشید
تجربه جذاب و دلنشینی بود این یک ساعت همسفر شدن با خودم در کنار شما ...همه گمشده هام و با هم ملاقات کردم ...
موفق و پایدار باشید
۲ روز پیش، جمعه ساعت ۲۳:۳۶
نمایشنامه قوی و آموزنده بود،، بازیتون بسیار عالی و حرفه ای بود ،،در اوج بدرخشید و ماندگار باشید ،،،منتظر دستاوردها و اجراهای پرشکوهتون هستم .
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲ روز پیش، جمعه ساعت ۲۰:۴۷
نیکو جان با حرفات واقعا به خودم اومدم که تا خودم دوست نداشته باشم آدمای اطرافم نمیتونم دوست داشته باشم
ممنونم ازت که باعث شدی به خودم اهمیت بدم
ایشالا بدرخشی و تموم هدفات برسی بازیگر خفن 257🎀✈️
امیر مسعود و امیرمسعود فدائی این را خواندند
ستایش عزیزم
همسفر دوست داشتنی من🩵
یادت نره تو بهترینی و لایق بهترین ها
به امید دیدار مجدد تو در بهترین لحظات زندگیت🧷

«کاش تموم نشه سفر با تو…»✈️
۲ روز پیش، جمعه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲ روز پیش، جمعه ساعت ۱۸:۱۲
«باغ آلبالو»
.
بر اساس نوشته‌ای از آنتون چخوف
طراح و نویسنده: بهنام محب‌شریفی
تولید مشترک کانون‌های دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه شهید بهشتی، با سرپرستی تئاتر بنابرزیست
.
راوی باغ آلبالو "نریشن" محمد شعبان‌پور
.
بازیگران:
حدیث آموزگار، ایران اعتمادی، امیرمحمد ایراندوست، علی حاجی صادقیان، امیرمهدی خانی، پرنیان صادقی، فاطمه صالحی، امیرعلی صالحی، ... دیدن ادامه ›› فریده مطیعیان نجار، کورش مژدهی و نازنین‌زهرا نراقی
.
اجرایی: امیرمحمد علی‌پور و حسین شمس
طراح گرافیک و پوستر: پارسا عباسی
طراح صدا و موسیقی: مسعود شعبان‌پور
عکاس: آرش رضایی
مستندنگاری تصویری: پرنیان صادقی
.
پاییز ۱۴۰۵
.
تهیه بلیت از سایت ایوند امکان‌پذیر است.
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲ روز پیش، جمعه ساعت ۱۵:۳۳
سلام آقای یحیوی عزیز 🌱
توی «بیا برای هم یک اسم انتخاب کنیم» یه جایی دربارهٔ شبی حرف می‌زدید که رابطه همون شب تموم می‌شه، ولی ما ادامه‌ش می‌دیم و ادامه‌ش می‌دیم تا بالاخره یه اتفاق کوچیک و مسخره تیر خلاص رو بزنه. البته این برداشت و یادآوری منه و عین جمله‌هاتون یادم نیست.
اون بخش خیلی تو ذهنم مونده. ممکنه اگر براتون مقدوره، متنش رو برام بفرستید؟ ممنون می‌شم.
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲ روز پیش، جمعه ساعت ۱۴:۱۲

دوستان پیگیر وضعیت تماشاخانه ملک بودند؛